تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
ديوارها غربيترين نقطه دوشان‌تپه كه از تمام قسمت‌هاى ديگر آن بلندتر است ظاهر مىشود و بر روى همين قسمت است كه عمارت مخصوص شاه را ساخته‌اند اين عمارت مهتابى و سرپوشيده‌اى دارد كه از آنجا مىتوان منظره تهران و تمام بيابان اطراف را به خوبى تماشا كرد باغ دوشان‌تپه در پايين تپه و در كنار جاده جنوبى عمارت واقع شده و باغ‌وحشى دارد كه در آن يك ميمون و چهار شير نر و ماده متعلق به كوههاى اطراف شيراز سه ببر از مازندران و يك يوزپلنگ از سواحل جاجرود و پنج خرس دماوندى هست و اين خرسها كه پاى آنها را به كنده‌هاى درخت بسته‌اند هر وقت كه كسى به آنها نزديك مىشود غوغاى عجيبى برپا مىكنند . اصطبل شاهى در طرف مشرق در كنار ديوار باغ واقع است قدرى دور تر در زير درختان خانه‌هاى كوچكى است كه همراهان شاه در آنجا منزل دارند منزل من چسبيده به مسكن اعتماد السلطنه است . در اينجا تصادفا من به خدمت انيس‌الدوله سوگلى شاه ، كه تاكنون او را نديده بودم و مرا به حضور خواست رسيدم . . . شكارگاه در دوشان‌تپه چندان با خير و بركت نبود زيرا كه نه بز كوهى ديده شد نه آهو ولى من كه به همان شكارهاى معمولى قناعت كرده بودم باز با خود چيزى به خانه آوردم و دست خالى برگشتم . » « 1 » جرج كرزن نيز كه در سال 1889 ( م . ) / 1307 ( ه . ق . ) / 1268 ( ه ش . ) به‌عنوان خبرنگار روزنامهء تايمز به ايران آمده بود در كتابى كه دربارهء ايران نوشته است به دوشان‌تپه اشاره مىكند : « يكى از آثار مورد علاقهء همايونى در ساختمان اقامتگاههاى ييلاقى ، ايجاد و اصلاح جاده‌هايى بوده است كه از شهر به آن مقاصد منتهى مىگرديده است چنان كه جاده قابل عبور و مرورى كه اطرافش را درخت هم كاشته‌اند تا قلهك است و جادهء ديگرى مثل آن كه براى راندن وسيله واحدى جا دارد و در دو طرفش درختان تبريزى كنار هم كاشته‌اند از تهران به سمت مشرق تا مقصد ييلاقى ديگر است كه بنايى بر ارتفاعات سنگى ساخته‌اند . اين محل دوشان‌تپه - تپه‌خرگوش - است و آن تخته سنگ هم برآمدگى بدنمايى است در دشتى كه تا شهر دو سه ميل فاصله دارد و خود قصر هم در آن نقطهء ناباب منظره زشتى دارد ولى بهر حال آنجا شكارگاه محبوب شاه در نقاط كوهستانى اطراف تهران است و اين ناحيه را مختص شكارگاه همايونى خالى از اغيار نگاه مىدارند . در پايين اين كوه باغ وسيع و خوش سايه
هامش
( 1 ) - سه‌سال در دربار ايران ، ص 246 - 245