تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
مادام كارلاسرنا در خاطرات خود مىنويسد : « . . . كلاه‌فرنگى . . . دوشان‌تپه . . . در بالاى تخته سنگى در ارتفاع تقريبا چهار صد مترى در وسط دشتى در دامنهء البرز احداث شده است . . . از فاصله بالاى كلاه‌فرنگى و باغهاى وسيعى كه دور آن را احاطه كرده و برتمام دشت مسلط است ، چشم‌انداز بسيار زيبايى ديده مىشود . تالار شاه شبيه به سالن يك كشتى است سقف آن ارتفاع كمى دارد . پنجره‌ها گرد كوتاه و كشويى هستند و عينا روزنه بدنهء كشتى را به ياد مىآورند اتاق مجهز به نيمكتهاى مدورى است كه بر پشت آنها مخده‌هاى مخمل سبز رنگ گذاشته‌اند در وسط اتاق نوعى تنه درختى را جاداده‌اند و در كنار آن يك غير اثاث خانه‌اى از اين دست در هيچ كجاى ايران ديده نمىشود . در قسمت فوقانى اين تالار ، تالار ديگرى است به سبك شرقى و به شكل كلاه‌فرنگى كه اين دو دستگاه قسمت بيرونى ساختمان را تشكيل مىدهند اما قسمت اندرونى جادارتر است . با آنكه در آن از تجمل و زرق‌وبرق خبرى نيست ولى زنها هنگامى كه همراه شاه هستند در اندرونى اين ساختمان از كاخهاى ييلاق ديگر بيشتر احساس راحتى مىكنند . از لحاظ موقعيت دوشان‌تپه درست شبيه آشيانه عقاب است . كالسكه نمىتواند به عمارت كلاه‌فرنگى نزديك شود . تا آنجا همه چيز حتى آب را هم بايد با دست حمل كرد . . . شاه از مجموعهء حيوانهاى خود در اين باغها نگهدارى مىكند و نسبت به همهء آنها مخصوصا براى شيرهايش علاقه و دلسوزى فوق‌العاده‌اى نشان مىدهد كه من نمونه‌اى از آن را براى خوانندگان نقل مىكنم : در سال 1878 / 1296 ( ه . ق . ) / 1257 ( ه ش . ) ، در اولين روزهاى محرم شيرى بچه زاييد . شاه كه در شهر گرفتار برگزارى مراسم عزادارى در تكيه‌اش بود [ تكيه دولت ] نتوانست از زائو ديدن كند . براى اينكه از سلامت مزاج مادر و بچه شير اطلاع دقيق بدست آورد دستوردادن چاپار مخصوص ميان تهران و باغ دائر كرده و هر نيم ساعت به نيم ساعت از حال آنها وى را آگاه كنند بچه در ماه ژانويه به دنيا آمده بود و در آن ماه برف سنگينى صحرا و حتى كوچه‌هاى تهران را پوشانده بود . شاه كه ديد چاپارها خيلى تاخير مىكنند دستور داد يك‌رشته سيم تلگراف به « دوشان‌تپه » بكشند و دفتر كوچكى نيز درست در مقابل قفس شير داير كنند تا از اين طريق با قصر شاه در تهران ارتباط دايم برقرار گردد . به اين ترتيب مامورى كه در كنار شير و شيرزادگان مستقر مىشد مىتوانست هر لحظه‌اى شاه را در جريان حال و حركت حال و حركت زائو و نوزادان بگذارد . به مجرد آنكه متصدى مربوط كار سيم‌كشى را به اتمام رسانيد طى مخابره