اوايل شب برقرار بود و از همه جور اشخاص بىريا پذيرايى مىشد . همپيمانيها و همكاريهاى حاكم با وزير و پيشكار و گاهى كه توافق بين زن و شوهر محال مىگرديد مذاكرات مقدماتى طلاق همه در خانهء ميرزا و با اطلاع و پادرميانى او ختم مىگرديد . اگر از رفقاى او مىمرد ميرزا عباى مشكى خود را مىپوشيد و با كيسهء كرباسى محتوى صدهزار تومان به خانهء او مىرفت بعد از تسليت با زبان بسيار ملايم به بزرگتر خانواده مىگفت ممكن است براى جلوگيرى از حيف و ميل دارايى پدرتان نخواسته باشيد امروز در جعبههاى او را باز كنيد ، من پول همراه آوردهام و هر قدر هم زيادتر بخواهيد دارم در اينگونه موارد رسم نبود كسى از كسى چيزى بخواهد يا تكليف مساعدت از كسى بپذيرد ولى از ميرزا همه كس قبول مىكرد زيرا خوب مىدانستند كه غرض او سوء استفاده نيست و اين كمك به موقع هيچ وقت و نزد هيچ كس بازگو نخواهد شد .
اگر متوفى پسر بزرگى نداشت و اولاد او صغير بودند بعد از ردوبدل شدن تسليت و تعارف ، به وسيلهء پيغام به خانم خانه و قبولاندن مساعدت مىايستاد و مثل برادر بزرگتر بدون اينكه مداخله در كار خانواده بكند يا موى دماغ بشود تا اندازهاى كه احتياج داشتند به تمام كارهاى كفن و دفن و ختم با رعايت صرفه صغير قيام مىكرد .
اگر يك كمبضاعت مىخواست كه به زيارت كربلا برود و از ميرزا مثلا پنج تومان كمك مىخواست ميرزا مىفرستاد پى حاجى كربعلى يخچالى كه در بازار سرچشمه خانه داشت و صاحب مرادآبادكن بود و يك بار انار شاه چين ملسكن كه در دو صندوق بسته و محكم شده باشد سفارش مىداد به زوار مىگفت يك مال هم علاوه كرايه كند و اين انار را براى عماد الدوله حاكم كرمانشاهان ببرد . كرايهء يك مال پنج شش تومان بيش نبود آن را هم مىپرداخت ولى عماد الدوله گذشته از اينكه اناركن را بسيار دوست مىداشت به آورنده هديهء ميرزا ناچار بيست سى تومان انعام مىكرد . . .
باغچه سركوچه ما بيرونى تابستانى ميرزا بود از آب سرچشمه قدرى جدا كرده در يك گوشهء باغچه حوض بدون آب نمايى ساخته بودند كه هميشه آب جارى داشت يكى دو تا نارون اطراف اين حوض بود و در فاصلهء آنها سكوهاى دراز گلى ساخته بودند و روى آنها حصير نى به اندازه بافته و گسترده شده بود . يكى دو اتاق مختصر و يك آبدارخانهء كوچكى هم درگوشهاى داشت . . . از اسب و غاشيههائى كه عصرها دم در اين باغچه مىايستاد . . . مىتوانم بگويم كه اين باغچه در هفت هشت ماه سال سردم شاهزادههاى درجهء اول وزراء و حكام كشور بوده است .
از دو سال قبل در اين باغچه طرح مسجدى را ميرزا عباسقلى ريخت كه ابتدا مسجد حاجى
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: حسين شهيدى مازندرانى
ص٢٨٩