پياده شديم ، بناى بزرگ مدورى را ، مانند آمفى تئاتر ورونا ديديم كه تمام از آجر ، به طور محكمى ، ساخته شده است . فراشان جلو ما افتاده ، براى ما راه باز مىنمودند و مردم را به سمت چپ و راست انداخته ، راهى براى ما باز كردند تا اينكه به در بزرگ تكيه رسيديم . بعد به دهليز باريك و طاقدارى داخل شديم و از ميان جمعيت راهى براى خود باز كرده ، بلكه از ميان همان جمعيت رانده ، رسيديم به پلهها ، نوكرهاى جميع امنايى كه وارد شده بودند ، به روى همين پلهها ازدحام مىنمودند . . . خلاصه به دالان اول كه در دور بنا احاطه دارد ، رسيديم . چند پله هم در تاريكى بالا رفته ، آخر الامر به يك پرده گلدوزى رسيديم و چون پرده را بلند كردند ، در طاقنماى ظهير الدوله وارد شدم .
اين طاقنما به دو قسمت منقسم و يكى بلندتر از ديگرى بود . من به طاقنماى پست كه در جلو واقع شده پايين رفته ميزبان من در دست چپ خود بر روى تشك محمل گلدوزى مرا دعوت به جلوس كرد . در ايران ، جاى با افتخار در دست چپ است . ديوار طاقنما از آجر ساده بود ولى شالهاى كشميرى قيمتى بر روى آن كشيده و زمين را از قاليهاى ممتاز مفروش ساخته بودند . . .
چون به دايرهء وسيع تكيه نگاه كردم تماشايى براى من دست داد كه فى الحقيقه ، عجيب بود .
داخله بنا ، تقريبا دويست پا قطر و قريب هشتاد پا ارتفاع داشت . بر روى تكيه ، چوب بستى به طرز طاق زدهاند و به واسطه آهن آنها را با يكديگر وصل نموده ، چادرى بر روى اين چوب بست مىكشند تا داخل تكيه از بارش و آفتاب محفوظ باشد . از وسط طاق ، چهل چراغ بزرگى آويخته بود و چهار چراغ الكتريك در آن مىسوخت . چراغ برقى را كه در اين اواخر در ايران معمول كردهاند . ولى تكيه را به طرز مشرقزمين روشن مىسازند و عدهء فوقالعادهاى از لاله و چهلچراغ با كاسههاى الوان در مقابل ديوارهاى چيده بودند . به ميزان لالههاى يك طاقنما تخمين زده شده ، گمان مىكنم بيشتر از پنج هزار شمع در اين لالهها و چهلچراغها بود . طاقنماها طرز خاصى داشت . ديوارها را چندان تزيين نكردهاند ، و در همه جا آجر فقط ديده مىشود . فقط در بالاى هر طاقنمايى سرلوحهاى به طور اسليمى دارد . . . با اين همه كليه بنا وضع باعظمت و قابل نقاشى است . مثل اينكه معمار اين بنا مىدانسته است كه چندان قيدى به تزئينات لازم نيست و چون قصد از بنا حاصل شود خود بنا جلوه و شكوه و معمارى به هم خواهد رسانيد .
مثلا طاقنماى اعليحضرت شاه از جهت نقشه ، وراى تمام طاقنماهاى ديگر است و در ميان وضع با قرينه آنها حالت خاص بامناعتى دارد و طاق پنجره عريض آن در مقابل طاقهاى ديگر ارتفاع داشت و نيز در روبرو ، رديفى از طاقنماها تسلسل داشت كه بر روى پنجرههاى آنها
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: حسين شهيدى مازندرانى
ص٢٣٣