تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
در اينجا مثلا فرش‌هاى گوبلن با نقش فان « 1 » و صحنهء پيروزى ونوس هست كه لويى فيليپ براى محمد شاه فرستاده بود . در همان جا ساعت بزرگ مكانيكى با صورت‌هاى متحرك طاووس هست كه پنجاه سال پيش ملكه انگلستان براى امپراتور چين ارمغان فرستاده بود كه يا به مقصد نرسيده بود ، يا او از دريافت آن امتناع نموده بود و نصيب پادشاه ايران شد . » « 2 » روزنامهء شرف در سال 1306 ( ه . ق ) ، دربارهء سردر شمس العماره كه به خيابان ناصريه - ناصرخسرو - باز مىشود ، مىنويسد : « عمارت مباركهء رفيع البناى شمس العماره كه ذكرش گذشت ، مستغنى از ذكر و وصف است ، خيابان مشجر طولانى باصفايى در پاى اين عمارت واقع و موسوم به خيابان ناصرى است كه از جنوب به شمال ممتد و منتهى به دروازه ميدان توپخانه مباركه است و متجاوز از بيست سال مىشود كه به امر دولت روزافزون احداث و بنا شده و اكنون از خيابانهاى ممتاز و بلكه تفرج‌گاه‌هاى عمومى شهر دارالخلافه است . . . درى كه در پاى شمس‌العماره واقع و از باغ و عمارت خاصهء سلطنتى مفتوح به اين خيابان است ، اگرچه سابقا هم از ابواب معتبره عاليه عمارات مباركه سلطنتى شمرده مىشد ولى سردرى كه درخور جلوس شاهانه باشد ، نداشت . سه چهار سال قبل برحسب اراده و اشاره اعليحضرت و اهتمام و توجه مخصوص امين السلطان وزير اعظم سردرى بسيار عالى و تالارى مزين به لطايف آيينه‌كارى و ظرايف مقرنس و گچ‌برى روبه مشرق بنا كردند كه همه روزه هنگام طلوع آفتاب از لمعات نور ، تالار مزبور چنان مشعشع و درخشان مىشود كه ديده بيننده را خيره مىسازد و همه وقت به انواع مبل و اسباب گرانبها آراسته و مرتب است . » « 3 »

ساعت شمس العماره

دربارهء ساعت شمس العماره روايات عجيب و غريب زيادى در ميان مردم شايع بود . براى مثال مىگفتند صدايش تا چهار فرسخ مىرسد . . . و عده‌اى هم پا را از اين فراتر نهاده ، مىگفتند نه تنها تا چهارفرسخ مىرسد ، بلكه بيمار از صدايش هول كرده ، پس مىافتد و زن آبستن بچه سقط مىنمايد در نتيجه اهالى جمع شده شكايت به ناصرالدين شاه بردند و شاه نيز حكم كرد كه دور
هامش
( 1 ) -Faun( 2 ) - ايران و قضيهء ايران ، ج 1 ، ص 432 - 433 . ( 3 ) - طهران عهد ناصرى ، ناصر نجمى ، ص 217 با اندك اختصار .
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 229 | حسين شهيدى مازندرانى