تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
كمال بيعارى . خداوند همه را حفظ كند . . . » « 1 » در اين گزارش اعتماد السلطنه غير از نام كنت دومونت فرت از دو نفر ديگر به نامهاى بگمز و انتظام السلطنه نام مىبرد . بكمز يا بگمز پزشكى بود از ارامنهء اسلامبول كه به ايران آمده ، مسلمان شد و نام خود را محمد حسن گذاشت و در تهران مشغول طبابت شد . بكمز در ذيقعدهء سال 1305 ( ه . ق ) ، كه ناصرالدين شاه به ييلاقات مازندران سفر كرد ، ملقب به عماد الاطبا گرديد . او كه چندين سال جزء اطباى فرنگى دربار ، يعنى اطباى خاصهء شاه در سفر و حضر به‌شمار مىآمد و تخصصش بيشتر در امراض زنانه بود . . . در سال 1308 ( ه . ق ) كه فتحعلىخان صاحب ديوان به جاى محمد تقى ميرزا ركن الدوله ، استاندار خراسان و متولىباشى آستان قدس رضوى گرديد بگمز را با خود به خراسان برد لكن بگمز زياد در آنجا نماند و پس از دو سه ماهى به تهران بازگشت و دوباره جزو اطباى خاصهء شاه گرديد . « 2 » و اما انتظام السلطنه كه ميرزا سيد عبد اللّه تفرشى و فرزند ميرزا موسى وزير و برادر ميرزا عيسى وزير بود ، در سال 1309 ( ه . ق ) ، به جاى كنت دومونت فورت اتريشى يا ايتاليايى ، رييس شهربانى كه در آن زمان وزير نظميه ناميده مىشد ، منصوب شد و به مناسبت رياست شهربانىاش به انتظام السلطنه نيز ملقب گرديد . دكتر فووريه ، طبيب مخصوص ناصر الدين شاه در كتاب سه سال در دربار ايران ، راجع به انتصاب وى به وزارت نظميه مىنويسد : « ابو تراب‌خان - نظم الدوله خواجه نورى - به من گفت كه رييس تازهء پليس سيد عبد اللّه ، برادر ميرزا عيسى وزير نايب الحكومهء تهران ، اين مقام را كه تيول نايب السلطنه است از او به ماهى هزارتومان اجاره كرده و انصاف اين است كه اين مبلغ براى چنين مقامى بسيار كم است « 3 » » وزارت نظميهء انتظام السلطنه بيش از هفت ماه طول نكشيد . چرا كه انتظام السلطنه در ذيحجهء همان سال درگذشت و به جاى او ميرزا ابو تراب‌خان خواجه نورى كه قبلا معاون كنت بود به سمت وزير نظميه برگزيده به مناسبت شغلش ملقب به نظم الدوله شد . « 4 » روش ادارهء نظميه تا پايان دورهء قاجار ادامه داشت . در دورهء مظفرى و سپس محمد على شاه و احمد شاه كه در واقع آغاز دورهء مشروطه است ، وضع نظميه حتى گاهى بدتر از دوره ناصرى هم شد .
هامش
( 1 ) - روزنامهء خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 797 . ( 2 ) - شرح حال رجال ايران ، مهدى بامداد . ج 1 ، ص 190 - 191 ، نقل به اختصار . ( 3 ) - سه‌سال در دربار ايران ، ص 340 - 341 . ( 4 ) - شرح حال رجال ايران ، ج 2 ، ص 282 - 283 .