تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
حاضر كرده ، به زحمات او را مداوا و معالجه نموده ، بهبود حاصل مىنمايد . « 1 »

محلهء بازار

ديروز طفل پنج‌سالهء مشهدى حيدر بزاز ، وقتى كه كسى در خانه نبود ، به حوض افتاد . نزديك به هلاكت بود . بر حسب اتفاق يكى از همسايه‌ها رسيده ، طفل را از حوض بدون صدمه بيرون مىآورد . « 2 »

يكشنبه 4 شهر محرم الحرام ، 1304 ، محله بازار

- ديروز يك رأس الاغ بلاصاحب پليس‌ها ديده به قراولخانه مىبرند . بعد از ساعتى صاحب الاغ مىآيد كه اطلاع بدهد الاغش گم شده ، الاغ را به مشاراليه رد مىنمايند . نهايت امتنان حاصل مىكند . - ديشب دختر هفت‌ساله مشهدى رحيم نام از بام كوتاهى افتاده ، سر و دستش مجروح شد ولى از مخاطره دور است . « 3 »

محلهء عودلاجان

- ديشب عيال مشهدى رضاى بقال با زن برادرش نزاعشان شده ، مشاراليها به رئيس محله متظلمه مىشود . رئيس محله فرستاده ، تحقيقات كرده آنها را صلح مىدهد . « 4 » همچنين كنت دومونت فرت غير از پليس آشكار ، دسته‌اى نيز پليس مخفى تدارك ديده بود تا از امور خصوصى مردم آگاه شده و گزارش اعمال و گفتار را راپورت دهند . در اين باره اعتماد السلطنه در روزنامه خاطرات خود چنين آورده است :

دوشنبه 14 شعبان سنه 1309 قمرى

« . . . ازجمله ترقى كارها پليس مخفى متعدد است كه حالا اخبار مخفى مىدهند . غير از انتظام السلطنه كه رئيس پليس است ، كنت هم همان پليس‌هاى مخفى را دارد . به‌علاوه جمعى از اطبا را هم كه به خانه‌ها جهت معالجه مىروند ، مأمور كردند كه اخبار بدهند . ازجمله يكى بكمز است كه صبح اتاق امين اقدس كه به معالجه او مىرود ، آنچه شب رفقاى او دستورالعمل مىدهند ، برضد مردم بيچاره مىگويد . واقعا مردم ايران يا نهايت توكل را دارند ، يا دل فولاد يا
هامش
( 1 ) - همان ، ص 14 - 15 . ( 2 ) - همان ، ص 16 . ( 3 ) - همان ، ص 163 . ( 4 ) - همان ، ص 162 .