بهاء الدوله و غيره مىفرمايند . . . » « 1 »
اعتماد السلطنه دنباله اين ماجرا را در تاريخ پنجشنبه 17 شوال سنهء 1305 ( ه . ق ) چنين شرح مىدهد :
« . . . دو ساعت از دسته گذشته درب خانه يعنى سلطنتآباد رفتم . وزرا هم احضار شده بودند . مقصرين را هم آورده بودند . شاه از شاهزادهها بد مىگفت كه « الملك عقيم » ما كسى را براى خود منسوب نمىدانيم . من عرض كردم در سورهء توحيد
« لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ »
در شأن خدا و سايه خداست . اما با وجود اين رعيت و ما همه به منزله اولاديم براى شما . آيا تغيير خاطر مبارك از اين فقره از چه است . . . اينجا كه خودتان فرموديد قاتل را به مقتول بسپارند . فرمودند چرا آتش زدند . نادر ميرزا و خليل ميرزا برادر مقتول و محمد ميرزا را به قم فرستادند . حاجى بهاء الدوله را از امير تومانى و آنچه امتياز داشت معزول فرمودند . رفتن به قم اسباب راحتى آنها است .
محمد ميرزا خدمت پدرش اعتضاد الدوله و مادرش فخر الملوك رفت . نادر ميرزا پيش فخر الملوك خواهرزادهاش مىرود . پسر نادر ميرزا هم در خدمت پدرش است . اسباب زحمتى براى آنها نيست . يك دو ماه ديگر اگر ميل به آمدن كنند خواهند آمد . حاجى بهاء الدوله هم يك دو ماه ديگر به تمام مناصب خود خواهد رسيد . به نقد حضرات قدرت و غيرتنمايى كردند .
اقلا كدخدا را به خفت كشيدند و كشتند كه مدتى مردم ديگر از تعديات كنت و كدخدا آسوده باشند . . . » « 2 »
استقرار ادارهء نظميه در تهران
در به دو تأسيس نظميه يا شهربانى اين موضوع مطرح شد كه آيا كنت بايد زير نظر نايب السلطنه كامران ميرزا باشد كه حكومت تهران را داشت و يا زير نظر سپهسالار كه وزير جنگ بود . در نتيجه شاه رسما حكمى صادر كرد و كنت را تابع نايب السلطنه قرار داد . « 3 » ادارهء نظميه كه بعدها « ادارهء نظميه و امنيه و احتسابيه شهر دار الخلافه ناميده شد ، در ماه ربيع الثانى 1296 ( ه . ق ) تأسيس شد و بنا به پيشنهاد كنت ، چهارصد نفر پليس پياده و شصت نفر پليس سوار استخدام شدند .
براى استقرار دستگاه پليس خانهاى در خيابان چراغگاز كه بعدها چراغبرق ناميده شد يعنى
هامش
( 1 ) - همان ، ص 573 - 574 .
( 2 ) - همان ، ص 572 .
( 3 ) - تاريخ هفتاد ساله پليس ايران ، ص 14 . نقل از تاريخ و مؤسسات تمدنى جديد در ايران ، ج 2 ، صفحهء 140 .