كنت با مردمى سروكار داشت كه اغلب مسلح بودند . اصول لوطىگرى نيز هنوز كاملا معمول و مجرى بود و هيچ لوطى و داشمشتىاى حاضر نمىشد به مقررات انتظامى گردن بنهد . از اين گذشته زنان بدكاره هم حاضر نبودند نظم و ترتيب بپذيرند .
اما كنت در ميان تمام اين مشكلات به انجام كارهاى مقدماتى جهت برقرارى نظم و امنيت پرداخت . كوچههاى تهران تا آن زمان غالبا طاق داشت و دزدان به خوبى مىتوانستند به هنگام تعقيب و گريز از روى اين طاقها از خانهاى به خانهء ديگر بگريزند و از دست پليس نجات يابند . و كنت شروع به خراب كردن سقف كوچهها كرد . كنت همچنين قراولخانههاى پنجگانهء تهران را نيز منحل كرد و ادارهء امور انتظامى شهر را منحصرا در اختيار پليسهاى خود گذاشت . « 1 » ناصر الدين شاه نيز كه به دستگاه جديد التأسيس پليس خود خيلى اميدوار بود ، تا مىتوانست از كنت پشتيبانى و حمايت مىكرد . . . ولى اميدوارى و خوشبينى شاه بىاساس بود ، چه صرفنظر از ظاهربينى و اغراقگويى شخص شاه ، وضعيت اجتماعى ايران به گونهاى بود كه امكان تحقق نظم را نمىداد . « 2 »
يادداشتهاى امين الدوله دربارهء دستگاه پليس
امين الدوله در خاطرات سياسى خود مىنويسد :
« دستگاه پليس كه بالمناسبه به حكومت تهران و دايرهء نايب السلطنه مربوط بود ، مظهر العجايب و مايهء حيرت عمومى شد . اين شخص غريب - منظور كنت دومنت فرت است - كه به زبان و عادات مملكت آگاهى نداشت در نظر اول همه را شناخت و چنان به سبك شاه و سليقهء نايب السلطنه آشنا شد و به ظاهرسازى و حقهبازى و نيرنگ و فنون با هر طبقه برآمد كه مردم بومى و بلد نمىتوانستند . طورى راه تعدى و ستم و مداخل و منافع حرام را آموخت كه هيچ ايرانى به گردش نمىرسيد . از سكوت و صبر و تحمل و بردبارى ايرانيان بيشتر بايد تعجب كرد كه اين دستگاه شعوذه در تهران باز بود ، مال مردم به سرقت مىرفت و شايد بيشتر آن در دايرهء پليس حمل و هضم مىشد .
مردم را به بهانهجويى مىگرفتند و جزاى نقديه از عوايد مشروعه بود . محترمين را به غير
هامش
( 1 ) - تاريخ مؤسسات تمدنى جديد در تهران ، ص 145 - 146 ، به نقل از اطلاعات ماهانه سال سوم شماره 8 و تاريخ هفتاد سالهء پليس ايران ، ص 13 .
( 2 ) - تاريخ هفتاد سالهء پليس ايران ، ص 147 - 148 .