راهآهن تهران - شهررى يا ماشين دودى
از اسناد و مدارك تاريخى چنين برمىآيد كه نخستين بارى كه در ايران سخن از راهآهن به ميان آمد ، در نامهاى بود كه ناپلئون سوم ، امپراتور فرانسه ، در تاريخ 14 آوريل 1858 ( م . ) پس از بازگشت فرخ خان امين الملك از سفارت فرانسه به ناصر الدين شاه نوشت . « 1 »
در اين نامه ناپلئون به راهآهنى اشاره مىكند كه انگليسىها مىخواستند از استانبول تا خليج فارس بكشند و تا هندوستان هم امتدادش دهند و در همان سال 1273 ( ه . ق ) وارد مرحله عمل شده است . در همين سال ، به سعى انگلستان ، افغانستان از ايران جدا شد و ظاهرا روسها در آن منطقه دست به اقداماتى زدند . « 2 » انگليسىها هم براى مقابله با اين وضع و ترساندن روسها به كمك حاج ميرزا حسين خان سپهسالار امتياز معروف رويتر را از ناصر الدين شاه گرفتند كه از جمله مواد آن كشيدن خط آهن از رشت به تهران و از تهران به خليجفارس بود . وسعت دامنهء اين امتياز مانع عملى شدن آن بود و روسها نيز به شدت با آن مخالفت كردند و سرانجام انگليسىها دست از حمايت رويتر برداشتند و موضوع امتياز راهآهن سراسر ايران از ميان رفت « 3 » و امتياز راهآهن مذكور در سال 1873 ( م . ) برابر با 1290 ( ه . ق ) رسما لغو و باطل گرديد . « 4 »
با اين همه سخن از برقرارى راهآهن همچنان در ميان بود تا آنكه از ميان طرحها و نقشهها و امتيازات راهآهن در ايران ، نخست راهآهن حضرت عبد العظيم يعنى شهررى امروز به طول 8700 متر ساخته شد . چرا كه آمارهاى اين دوره نشان مىداد كه ساليانه حدود سيصد هزار نفر به زيارت حضرت عبد العظيم مىروند و اين خود منبع درآمد ثابت معينى بود . از طرف ديگر ، امتداد راهآهن از تهران به جنوب خواهناخواه بايد از اين قسمت آغاز مىشد . براى ساختن اين راه فابيوس بواتال « 5 » كه متخصص كارخانهء چراغگاز تهران بود به گرفتن امتياز اقدام كرد كه البته آن را به يكشركت بلژيكى به نام شركت سهامى بلژيكى راهآهن و ترامواى در ايران « 6 » فروخت كه مورد سوءظن انگليسىها بود . چنان كه لرد كرزن آن را شركتى مىدانست كه نام كمپانى بلژيكى
هامش
( 1 ) . مجموعه اسناد و مدارك فرخ خان امين الدوله ، ص 436 - 440 ، نقل از تاريخ مؤسسات تمدنى جديد در ايران . ج 2 ، ص 21 .
( 2 ) . تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس ، محمود محمود ، ج 2 ، ص 554 ، نقل از تاريخ مؤسسات تمدنى جديد در ايران ، ج 2 ، ص 321 .
( 3 ) - تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس . ج 5 ، ص 1229 .
( 4 ) . همان جا .
( 5 ) .Fabius Boital( 6 ) . تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس . ج 5 ، ص 1229 .