. ق ) به همراه معاون خود به ايران وارد شد .
ريدرر اكسبرگ نخست اقدام به تأسيس كلاسى جهت تربيت كارمندان كرد . زيرا ايرانىها با اصول و مقررات پست اروپايى آشنايى نداشتند . در اين كلاس دوازده نفر پذيرفته شدند كه مىبايست مقررات مصوبهء اتحاديهء پستى و حروف لاتين را به اندازهاى كه بتوانند روى پاكتها و مرسولات پستى را بخوانند ، فراگيرند . ضمنا طرز كار در گيشههاى پستى را نيز بياموزند .
داكسبرگ بعدها ده كلاس ديگر نظير اين كلاس را هم در پارهاى از شهرستانها تأسيس نمود .
« ريدرر » در مكتوبى كه براى يكى از روزنامههاى اروپايى مىفرستد اقدامات خود را بدينگونه شرح مىدهد :
1 - تهيهء لباس متحد الشكل براى غلام و موزعين پست ( نامهرسانان )
2 - تهيهء مقدارى تمبر كه با دست باطل مىشد .
3 - تربيت عدهاى كارمند .
4 - تأسيس سرويس آزمايش پست بين تهران و شميران كه طرز كار آن چنين شرح داده شده است :
« يكنفر زبده قاصد سواره ملبس به اونيفورم . . . مرتبا همه روزه از طلوع آفتاب ، ابتدا از دربار سلطنتى و بعد ، از سه نقطه ديگر ( مقصود سفارتخانههاى روس و فرانسه و انگليس است ) مراسلات شميران و ساير نقاط عرض مسير خود را جمع نموده حركت مىكرد و بعد از وصول و دوساعت توقف و استراحت ، ظهر از جعفرآباد كه منزل من در آنجا بوده مراجعت مىنمود .
در اين مسير نيز كليه مراسلات تهران و ساير نقاطى كه در سر راه قرار داشت را جمع كرده و مرسولات نقاط عرض راه را توزيع مىنمود . تمبر پست هم براى فروش همراه داشت . معهذا من در دهات معتبر ، تمبرفروشى و شعبه پستى كه به وسيله كسبه انجام مىگرفت دائر كردهام . در دو نقطه تمبرفروشى در داخلهء شهر هم دو عدد صندوق خوش ساخت وين را كه هم كيسه خارجى داشت و هم مزين به علامت شير و خورشيد ايران بود نصب كرده بودم . مراسلات شهر هم كه بتوسط قاصد در آن روز در شميران جمع شده بود ، همان روز توزيع مىشد . . . بعد از ده روز به من ثابت شد و يقين شد كه از مساعى خود نتيجه گرفتهام و قاصدهايى كه تربيت كردهام ، حقيقتا به تكاليف روزانه خود آشنا هستند و در خط مسير خود اعم از آنكه با يك نقطه سروكار داشته باشند يا چند نقطه ، مرتبا و به قاعده و موزون در سر ساعت مقرره ورود و حركت خود را با صوت صورآساى شيپور پستى اعلام و اعلان مىداشتند . انتظامات مقرره در قبول و توزيع
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: حسين شهيدى مازندرانى
ص١٥٩