گسترش شهر تهران
در مرآة البلدان دربارهء چگونگى گسترش شهر تهران مىخوانيم :
« چون جمعيت و آبادى دارالخلافه نهايت روبه ازدياد نهاد و شهر گنجايش جمعيت حاليه را ندارد ، راى صواب نماى ملوكانه اقتضا فرمود كه وسعت مكانى براى اهالى حاصل آيد . لهذا مقرر فرمودند كه شهر تهران از سمت دروازه شميران يك هزار و هشتصد ذرع و از سه جانب ديگر از هر طرف يك هزار ذرع وسعت دهند و كفالت اين امر را بهعهده جناب آقاى مستوفى الممالك و ميرزا عيسى وزير دارالخلافه موكول فرمودند و چند نفر از مهندسين را نيز مأمور تعيين حدود و طول و عرض خندق آن فرموده ، مقرر شد كه قسمتى خندق را حفر كنند كه از براى مترددين معبر نباشد و شهر از افت سيل مصون ماند . روز يكشنبه يازدهم شعبان [ سال 1284 قمرى ] در بيرون شهر در محاذى دروازه دولت ، سراپردهء مخصوص ذات مقدس همايون را برپا نموده ، وزراء و شاهزادگان حتى وزراى دول خارجه مقيم دربار معدلتمدار دراين محل در زير چادرها جمع آمده سلام عام منعقد گرديد . بعد در موضعى كه طرح خندق را ريخته بودند ، با كلنگى كه از نقره و در كمال امتياز ساخته شده بود ، بندگان سركار اعليحضرت شاهنشاهى كلنگى به دست مبارك برزمين زده و حضرت امجد شاهنشاهزادهء و الا نايب السلطنه [ كامران ميرزا ] نيز اقتدا بهوجود مسعود مبارك كرده ايشان هم كلنگى بهزمين زدند . ازآنپس مأمورين به حفر خندق مشغول گرديدند و وزير دارالخلافه متعهد شد كه سه ساله حفر خندق تمام شود . دور اين شهر تخمينا سه فرسنگ و نيم خواهد شد و دوازده دروازه مقرر است كه ساخته شود و ازاين روز شهر تهران موسوم به دارالخلافهء ناصرى گرديد و ميرزا محرم خليفه درس زبان مدرسه مباركهء دارالفنون كه در فن ماده تاريخ ، يدى طولى دارد ، تاريخ اين بنا را چنين سرود :