تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
بيمارستان تاريخ جديد ايران است ، به قرارى كه نوشته‌اند چهارصد بيمار را مىتوانستند در آنجا درمان كنند . « 1 » رئيس اين مريضخانه ميرزا محمد ولى حكيم‌باشى بود و دكتر كازولانى حكيم‌باشى نظام نيز مسئوليت مداواى بيماران را به عهده داشت . پيش از ايجاد مريضخانهء دولتى براى هر فوج نظام طبيب مخصوصى گمارده شده و محل مناسبى به عنوان بيمارخانه تعيين كرده بودند كه « مريض‌هاى هر فوج درآنجا باشند و مستحفظين و اطباى فوج لازمهء اهتمام در پرستارى و معالجهء آن نمايند . » « 2 » اما پس از تأمين اين مريضخانه بيمارخانه‌هاى كوچك همه برچيده شدند و بيماران نظامى به مريضخانهء دولتى مىرفتند . به موجب آمار منتشر شده در نخستين سال كار بيمارستان ، يعنى از ربيع الاول 1268 تا ربيع الثانى 1269 ( ه ق ) تعداد دو هزار و دويست و سى و هشت مريض در آن معالجه گرديدند . « 3 » با تأسيس مدرسهء دارالفنون ، فن طب بيشتر رواج پيدا كرده بود ، و با تأسيس مريضخانهء دولتى دكتر پولاك شاگردان دارالفنون را براى آموختن طب تجربى به آنجا مىبرد و خودش هم كار جراحى را انجام مىداد . « 4 »

چاپارخانه

يكى ديگر از تأسيسات جديد در دوره اميركبير ايجاد چاپارخانه‌اى منظم و جديد است . هرچند كه فكر ايجاد پستخانهء جديد در زمان فتحعليشاه پيدا شد ، ولى در زمان اميركبير بود كه اين انديشه به عمل درآمد . داستان ايجاد پست در زمان فتحعليشاه از اين قرار است كه : شاه از سرگور اوزلى « 5 » سفير انگليس ، دربارهء كارهايى كه موجب افزايش درآمد دولت شد ، تحقيق كرد و او نيز ضمن توضيح ماليات بر درآمد و ماليات برارث كه در انگليس معمول بود ، شرحى دربارهء پست و فوايد آن به عرض شاه رساند . شاه نيز پسنديد و به ميرزا شفيع دستور داد پستخانه برپا كند اما اين كار سرنگرفت و رسم كهنهء گذشته كه در حقيقت اعزام پيك به هنگام ضرورت بود همچنان ادامه يافت . . . دولت چاپارهاى مخصوصى داشت كه نامه‌هاى دولتى را
هامش
( 1 ) . وقايع اتفاقيه ، شماره 102 ، نقل از اميركبير و ايران ، ص 334 . ( 2 ) . وقايع اتفاقيه ، شماره 30 . ( 3 ) . وقايع اتفاقيه ، شماره 102 و 103 . ( 4 ) . اميركبير و ايران ، ص 335 . ( 5 ) .Sirgore Ouseli