در اين دوره لومر ، معلم موزيك دربار و ميرزا على اكبر خان مزين الدوله ، نقاشباشى و چندتن ديگر ، شروع به اجراى نمايش و تاترهاى خصوصى براى تماشاى شاه و خاندان سلطنتى كردند كه البته استمرار چندانى نيافت ، زيرا نه وضعيت اجتماعى اجازهء پرداختن به تئاتر مىداد و نه بازيگران قابلى در ايران يافت مىشد و نمايشنامهاى در كار بود و نه آزادى تعبير و گفتار . « 1 »
حسن مقدم در يكى از سخنرانىهاى خود كه در سال 1300 هجرى شمسى در تالار دارالفنون ايراد شده است مىگويد :
« اولين بناى تئاترى كه در ايران ساخته شده در عهد ناصر الدين شاه بوده و آن بنا همين تالاريست كه اكنون مرا در آنجا به تشريف قدوم خود مفتخر فرمودهايد ( دارالفنون ) ولى شكل حاليه آن را در نظر نياوريد چه صورت اولى آن تغيير يافته ، اين بنا با وجود كمى وسعت ، تئاتر صحيح و قشنگى بوده به طرز تئاترهاى اروپا و گنجايش قريب سيصد نفر تماشاچى را داشته است . تأسيس آن تئاتر با آقاى مزينالدوله نقاشباشى است . به علاوه اولين پيسهايى هم كه در آنجا بازى شده پيسهايى بود كه خود ايشان به ذوق و سليقهء شخصى از مولير ترجمه كرده بودند . » « 2 »
تئاتر و تماشاخانه در نوشتههاى اعتماد السلطنه
اعتماد السلطنه در روزنامهء خاطرات خود به نكاتى دربارهء تماشاخانه و تئاتر اشاره مىكند كه فضاى حاكم بر مقولهء تئاتر و نمايش در آن زمان را تا حدى روشن مىكند :
« سهشنبه 9 جمادىالثانيه سنه 1303 قمرى . . . چند شب است در مدرسهء دارالفنون وزير علوم ، گويا تماشاخانه باز كرده . بازيگرها فرنگىها هستند كه ابدا بازى نمىدانند و زبان نمىفهمند . اما طوطىوار فارسى ياد گرفتهاند . از قرارى كه مىگويند خيلى خنك است . » « 3 »
بدنيست بدانيم كه وزير علوم آن زمان عليقلى خان مخبر الدوله پسر بزرگ رضا قلى خان ملقب به امير الشعراء و متخلص به هدايت بود .
اعتماد السلطنه همچنين در يادداشت خود به تاريخ يكشنبه ، 14 رجب سنهء 1306 ( ه ق ) مىنويسد :
هامش
( 1 ) . المآثر و الآثار ، ج 2 ، ص 728 ، تعليقات محبوبى اردكانى .
( 2 ) . بنياد نمايش در ايران ، دكتر جنتى عطايى ، ص 59 .
( 3 ) . روزنامهء خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 417 .