ميرزا تقى خان كه سابقا شخص اول اين دولت ابدانتظام بود ، در كاشان وفات كرد . »
از ميان تمام كتبى كه به فرمان ناصر الدين شاه تأليف شد و در همان عهد به چاپ رسيد تنها كتاب حقايق الاخبار ناصرى تأليف ميرزا جعفر خورموجى حقايق نگار ، است كه حقيقت قتل اميركبير را به اختصار ولى به وضوح تمام بيان مىكند :
« پس از مدت يك اربعين ، بر حسب صوابديد امنا و امرا ، فنايش بر بقايش مرجّع گرديد .
حاجى على خان فراشباشى به كاشان شتافت . روز هيجدهم ربيع الاول در گرمابه ، بدون عجز و لابه ، اياديى كه مدتى متمادى از يمين و يسار ، اعادى و اشرار را مقهور و خوار مىداشت ، فضّاد دژخيم نهاد اجل به قصد يمين و يسارش پرداخته و به ديار عدمش روانه ساخت . »
در كتاب صدر التواريخ نيز تا اندازهاى به چگونگى قتل اميركبير اشاره مىشود » « 1 »
با خواندن اين گزارشها و دروغ بودن آنها با آنچه كه واقعا رويداد ، چطور مىتوان چشم داشت كه تاريخ افتتاح مدرسه دار الفنون را نيز عمدا به پس از كشته شدن اميركبير ربط نداده باشند .
برنامه و نظم دار الفنون
برنامه و نظم دارالفنون چنين بود : شاگردان هر يك از شعبههاى هفتگانهء دار الفنون لباس مخصوص داشتند و سالى دو دست لباس تابستانى و زمستانى به هر يك رايگان داده مىشد .
شاگردان ناهار را به خرج مدرسه و در محل مدرسه مىخوردند . مقررى هم داشتند ، و به شاگردان خوب انعامى نيز داده مىشد . از سال 1276 ( ه ق ) مقررى شاگردان بريده شد . . .
امتحان مدرسه سالى سه بار بود . پس از آن شاه و وزيران و شناختگان دولت به مدرسه مىآمدند و به شاگردان جايزه مىدادند . . . از متعلقات دار الفنون تالار تاترى بود كه به ملاحظهء عقايد دينى متروك افتاده و فقط گاه نمايشهاى خصوصى براى شاه و رجال دولت بهوسيله « لومر » فرانسوى ، معلم موزيك و مزين الدوله ( نقاشباشى ) در آن اجرا مىشد . پس از چندى به جاى تاتر ، نمازخانهاى برپا شد كه شاگردان نماز ظهر را در آنجا مىگزاردند . مدرسه كتابخانهاى هم داشت . طبيب مخصوصى هم براى درمان شاگردان گمارده بودند . چاپخانهء دار الفنون به نام « مطبعهء دولتى » خوانده شد و آثار استادان دارالفنون و پارهاى كتابهاى ديگر در آنجا به طبع
هامش
( 1 ) . حقايق الاخبار ناصرى ، محمد جعفر خورموجى ، به كوشش حسين خديوجم ، پيشگفتار چ دوم از حسين خديوجم ، صفحه 68 يازده - سيزده .