در كاروانسرا . الحمد للّه در اينجا هيچ چيز پيدا نمىشود ؛ به جز قدرى نان [ كه ] پيدا كرديم ، يك دانه جوجه هم پيدا كرديم . خدا جان قاطرچى را بگيرد كه مردكهء ديّوث بدى است . اين منزل هم مىگويند شش فرسخ بوده .
[ عقدا و ميبد ]
امروز كه چهارشنبه بيست و يكم است ، ديروز دو ساعت به غروب مانده بار كرديم . امروز اول اذان صبح رسيديم به اغدا [ عقدا ] . در كاروانسرا [ ى ] آنجا هندبانهء [ هندوانهء ] خوبى داشتند . خيار بالنگ هم داشتند . گوشت [ و ] روغن [ و ] نان هم داشتند . نسبت به آن منزلها بد نبود . اين منزل هم مىگويند نه فرسخ بود . عصرى هم دو ساعت به غروب مانده ، بار مىكنيم .
امروز كه پنجشنبه بيست و دوم است ، يك ساعت از روز گذشته وارد ميبد شديم در كاروانسرا . امروز خيلى اوقاتم تلخ است . پسرهء يزدى كه از على آباد آورده بوديم ، مىخواهد برود . پدرسوخته قاطرچى هم يك دفعه جلوى قاطر كجاوهء ما را نمىگيرد يا مثل قاطرچىهاى ديگر به درد سرنشينش برسد ، نيست ؛ مثل عمر سعد . خداوند خير بدهد به آقا ميرزا هادى كه اين تكه را براى ما گرفت . و الّا حالا مدتى بود يزد رسيده بوديم . البته قسمت چنين بوده . خيلى در اين راه صدمه خوردم از بىآدمى . خودم هم كه به كلى بنيهام از گرما و صدمهء راه و بىخوابى از دست رفته . اينها همه [ 100 ] مقدّرات الهى است . رضا بقضاء اللّه . هرطور خدا خواسته مىشود . امشب هم لنگ كردند ، به واسطهء اين كه خانهء قاطرچى در ميبد است . ( منزل ميبد نه فرسخ بود . )
امروز كه جمعه بيست و سوم است ، در ميبد هستيم . زوّار كرمانى هم بسيار آمدند . امشب هم بوديم . تا شش ساعتى بار كرديم .
امروز كه شنبه بيست و چهارم است ، دو ساعت از روز گذشته وارد حجت آباد شديم . در كاروانسرا نه جا بود و نه تحويله [ طويله ! ] كه منزل كنيم . آمديم توى حياط خرابهاى منزل كرديم . اين قدر هست كه خلوت است ، آسودهايم . اين منزل شش فرسخ بود . امشب شش ساعتى بار كرديم .
يزد
امروز كه يكشنبه بيست و پنجم است ، يك ساعت از روز رفته وارد يزد