تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
امروز كه جمعه نهم است ، ديشب دو ساعت از شب رفته ، بار كرديم . نيم ساعت از روز گذشته وارد سن‌سن شديم ، در كاروان‌سراى شاه عباس . مىگويند اين راه شش فرسخ است . در راه هم چون شب است و تاريك ، چيزى نمىبينم كه بيابان‌هاى اين طرف چه جور است . امشب سنگلاخ زياد بود . اما چه نويسم و چه گويم از گرمى كاروان‌سراها . بنده كه خيلى از حال رفتم و بىحس شدم . بعضى شب‌ها در كجاوه چنان گرم است كه بايست متصل باد زد ، بعضى شب‌ها خوب است . [ 98 ] خداوند محافظت كند .

[ كاشان ]

امروز سه ساعت به غروب مانده باد شديدى آمد . از يك ساعت به غروب مانده باران آمد . تا سه ساعت از شب رفته ، دو از شب رفته ، بار كردند . براى نماز صبح رسيديم كاشان . امروز كه شنبه عاشورا است ، در كاشان توى كاروان‌سراى بيرون شهر منزل كرديم . بس‌كه اين قاطرهاى پدرسوخته بد راه مىروند و تكان مىدهند ، وقتى منزل مىرسيم نه حالت داريم و نه قوت . بىهوش گوش [ گوشه‌اى ] مىافتيم . كجاوه‌كش كرمانى هم گرفته بوديم ، آن هم قهر كرده رفته ، كه چرا آن نوكرتان بايست سواره برود ، من پياده . هر كس مىبيند به حق خودش قانع نيست . پسره‌اى هست زرندى ، نوكر ناظر فرمانفرماى مرحوم بوده . از كرمان كه آمدند ، او را جواب كردند . در قم زن ناظر او را آورد همراه من كرد ، كه شما خرجش بدهيد ، تا كرمان كجاوهء شما را بكشد . حالا ناز مىكند . اين منزل هم شش فرسخ بود همه كفه ، از باران گل شده بود . امشب در كاشان مانديم . امروز كه يك‌شنبه يازدهم است ، صبحى بعد از صرف چاى رفتيم بازارها بگرديم . همهء دكان‌ها بسته بود مگر بقالى ، خبازى ، عطارى . گويا رسم كاشان اين است كه از امروز دسته و كتل درست مىكنند . مىگويند از امروز ختم سيد الشهداء است . فى الواقع راست هم مىگويند . رفتيم بازار ، قدرى بادنجان ، گوشت ، زردآلو ، گرمك خريديم . چيزى ديگر نبود بخريم . امروز دسته درست كرده بودند . آمدند ، كجاوه‌هاى ما را هم بردند . از بس كه هوا گرم است ، من حالت رفتن تماشا نداشتم . ظهر گرما دسته را دور گرداندند . بالاخره امشب هم تا چهار ساعت از شب رفته ، بوديم . بعد بار كرديم .