تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
امروز كه دوشنبه دوازدهم است ، دو ساعت از روز گذشته وارد بوزآباد شديم . گويا ابو زيدآباد باشد . كاروان‌سراى اينجا شاه عباسى باشد . جاى امروزمان بد نيست ، خوب جايى است . اين منزل هم پنج فرسخ بود . بر پدر هر چه قاطرچى است لعنت ، كه يك خوب ندارد . گويا هر كه بد اصل باشد قاطرچى مىشود . امشب هم سه ساعتى بار كرديم . امروز كه سه‌شنبه سيزدهم است ، اول آفتاب وارد خالد آباد شديم . در مسجدى منزل كرديم . تا چاى خورديم كه قدرى بخوابيم ، ده پونزده شاگرد مكتبى با آخوندشان آمدند توى مسجد ، پهلوى ما نشستند . هر چه كرديم آخوند اينها را مرخص كند ، نكرد . گفت سه هزار بدهيد من مرخص مىكنم . من هم لج كردم ، ندادم . آن هم لج كرده ، به شاگردها مىگويد بلند بخوانيد . من كه هر كار كردم خوابم نبرد . ولى مادر آقا خوابيده در نهايت صفا . من كه از بىخوابى در اين راه خيلى از دست رفته‌ام . شب تا صبح در كجاوه كه من خواب نمىكنم . روزها هم كه از گرما و مگس و زنگ قاطرها . اين منزل هم مىگويند پنج فرسخ بود . امشب سه ساعتى بار كردند . امروز كه چهارشنبه چهاردهم است ، يك ساعت به طلوع آفتاب مانده بود ، رسيديم در مغار . در كاروان‌سراى خرابهء بدى منزل كرديم . يعنى تازه ساخت است . نصفه كاره ، بعضى جاها سقف دارد ، بعضىها را هنوز نزدند . همين نصفه كاره مانده ، خرابه شد [ ه ] . خيلى كثيف و بد است . خيلى هم گرم است . ولى در اينجا و خالد آباد خربزه خوب دارند . اين منزل هم چهار فرسخ بود . امشب سه ساعتى بار كرديم .

[ اردستان ]

امروز كه پنج‌شنبه پانزدهم است ، يك ساعت به طلوع آفتاب مانده رسيديم در اردستان . خير نبيند قاطرچى كه هر جا از آبادى دور است و كثيف‌تر است ، منزل مىكند . كاروان‌سراى خرابهء بدى است . قريب نيم فرسخ تا اصل دهشان هست . براى نان [ و ] آبى سه ساعت بايست بروند . ما هم كه كسى را نداريم . اين منزل هم چهار فرسخ بود . ولى شب ما نمىبينيم كه بيابان اينجاها چه جور است و چه طور است . اينقدر مىدانم كه راه صاف است . امشب هم سه ساعتى بار كرديم . امروز كه جمعه شانزدهم است ، براى نماز صبح رسيديم به جوكند . صد