تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
امروز كه يك‌شنبه بيست و سوم است ، خبر آوردند كه زن سردار نزهت الدوله خيلى بدحال است . باز بنده و آقا شيرخان رفتيم شميران . خيلى بداحوال است . خداوند محافظت كند . عصرى برگشتيم . امروز كه دوشنبه بيست و چهارم است ، باز هم مشغول روضه هستيم . امروز كه سه‌شنبه بيست و پنجم است ، باز هم به همان طريق‌ها مشغوليم . امروز كه چهارشنبه بيست و ششم است ، از خانهء عزيز الدوله آمدند عقب من كه : زودزود بيا كه شما را كار دارم . حالا كه آمدم ، هيچ كار ندارند : من خيلى وقت بود كه تو را نديده بودم ، دلم تنگ شده بود . امشب هم آنجا بودم . امروز كه روز پنج‌شنبه بيست و هفتم است ، در خدمت عزيز الدوله بودم . عصرى با هم رفتيم خانهء زينت السلطنه زن شاه ، روضه . از آنجا عزيز الدوله رفتند منزل . بنده آمدم منزل خانم شاهزاده . امروز كه جمعه بيست و هشتم است ، چند نفر از زن‌هاى شاه مهمان خانم شاهزاده هستند . عصرى تعزيهء وفات حضرت رضا [ ع ] داريم . امروز كه شنبه بيست و نهم است ، باز هم مشغول روضه هستيم . امروز به آخوندها خلعت و پول مىدهند . امروز كه يك‌شنبه بيست و نهم است ، « 1 » باز هم روضه و تعزيه هست . بنده هم تب كردم به شدت . امروز كه يك‌شنبه آخر ماه است ، باز هم بنده تب دارم . روضه هم تمام شد ، آمدم منزل . باز با حضرت و الا دعوا داريم .

[ اوّل صفر 1311 ]

امروز كه دوشنبه غرّهء شهر صفر است ، حالتى ندارم . باز هم تب دارم . از پيش خود نمك‌ترشى خوردم تا ببينم چه مىشود . مشغول كار هستم . امروز كه سه‌شنبه دوم صفر است ، نواب عليه عاليه عزيز الدوله آمدند اين محله ، خانهء ملك‌آرا برادرشان . فرستادند عقب من ، بنده را بردند آنجا . وقتى رفتم
هامش
( 1 ) . روشن نيست چرا شنبه و يكشنبه هر دو 29 ماه است !
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 154 | رسول جعفريان / حاجيه خانم علويه كرمانى