تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
انيس الدوله شربت درست كردند . شاهزاده‌ها ، امناى دولت ، صاحب منصب‌ها همه آمدند توى اندران ، شربت خوردند و سينه زدند . علم را بردند نياوران . با اوضاع [ و ] اسباب ، دسته [ و ] كتل . امروز كه پنج‌شنبه ششم است ، ما هم شربت درست كرديم . مادر بچه‌هاى ديگر هم شربت درست كردند . اهل اندران از خانم و شاهزاده و كنيز همه جمع شدند ، علم‌ها را برداشتند ، دور حياط شاه سينه زدند . چنارى هست در حياط شاه ، مىگويند چنار عباس على ؛ كه شب جمعه‌ها شمع روشن مىكنند . دور چنار را معجر كشيدند . يك چنارى هم هست حياط انيس الدوله ، مىگويند چنار آقا جعفر صادق است . از قديم‌ها بوده ، خيلى بزرگ است چنارها . علم‌ها را برديم دورهء چنارها گردانديم . سينه زدند . هر كسى آمد سر منزل خودش . امروز كه جمعه هفتم است ، باز صبح مشغول كار بوديم ، تا عصرى هر خانمى هم كه قوم [ و ] خويش دارد براى علم وعده مىگيرند . ما شاء اللّه عصرى كه حركت مىدهند علم‌ها را ، دو هزار نفر زن بيشتر ، همه بزك كرده ، رخت پوشيده ، همه سينه مىزنند . امروز كه شنبه هشتم است ، باز به همان طريق‌ها رفتار كرديم . امروز كه يك‌شنبه نهم است ، عصرى تعزيهء هنده خرابه بوده . هر روز بعد از روضه تعزيهء مختصرى به دو نفر سه نفر مىخوانند . نواب عليه عزيز الدوله هم پنج من قند نذر دارد كه شب عاشورا مىآورد ، در پاى چنار عباس على شربت مىكند ، مىدهد اهل اندران مىخورند . امروز هم تشريف آوردند ، شربت درست كردند . به مردم دادند . آدم مرجان خانم و آدم خديجه خانم سر علم دعوا كردند . آدم مرجان خانم سر آدم خديجه خانم را شكست . امروز كه دوشنبه عاشورا است ، از صبح علم‌ها را برداشتند . دور حياط شاه روضه خوان‌ها نوحه مىخواندند ، آنها سينه زدند تا ظهر . بعد آمديم منزل ، علم باز كرديم . عصرى هم بنده آمدم منزل . امروز كه سه‌شنبه يازدهم است ، باز مشغول تدارك هستيم . امروز كه چهارشنبه دوازدهم است ، رفتم حمام . از حمام بيرون آمدم . حالت خوشى ندارم . گاهى نوبه را مىكنم و درد پا و پشت . همان‌طور كه در كرمان
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 152 | رسول جعفريان / حاجيه خانم علويه كرمانى