تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

5 طهران : در دربار ناصرى

[ طهران ]

امروز كه روز جمعه بيست و پنجم بود ، سه ساعت به غروب مانده وارد طهران شدم . يك سر رفتم خانهء آقاى غلامحسين خان شدم « 1 » . اين منزل هم پنج فرسخ بود . شب را در خدمت سركار خان و سركار خانم دختر مرحوم سپهدار ، خيلىخيلى اظهار التفات فرمودند . امروز كه روز شنبه بيست و ششم است ، صبح زود حضرت اشرف و الا ، شاهزاده حشمت السلطنه « 2 » از آمدن بنده مخبر شدند . تشريف فرماى منزل خان شدند . زياده از حد التفات و مرحمت فرمودند . خداوند ان شاء اللّه وجود مباركشان را از جميع بلاها محافظت فرمايد . الهى اجداد طاهرينم تلافى كنند . فرمودند برخيز چادر كن ، برويم . سركار خان راضى نشدند . آخر كار به كج خلقى رسيد . زور حضرت اعظم و الا زياد شد . قرار [ 48 ] شد كه عصرى بروم منزل حضرت اعظم و الا ، دو سه روز آنجا بمانم . دو سه هركدام سعى مىكنند كه بهتر از ديگرى بشوند ، شايد شاه امشب آن را ببرد . در سر شام شاه ، انيس الدوله بايست
هامش
( 1 ) . غلامحسين خان پسر ابراهيم خان ظهير الدوله است كه نامش در وقايع كرمان در اين سالها ديده مىشود . بنگريد : تاريخ كرمان وزيرى ، فهرست اعلام ، ذيل نام غلامحسين خان . از جمله ص 794 . پدر وى ابراهيم خان ظهير الدوله ، طى سالهاى 1216 تا 1240 حاكم كرمان و بلوچستان بود . ( 2 ) . على القاعده مقصود محمد حسن ميرزاى حشمت الدوله است كه روزگارى در كرمان از سرداران ناصر الدوله حاكم كرمان بود و زمانى هم حاكم بلوچستان شد . ( المآثر و الاثار : 340 )