تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥

[ على آباد ]

امروز كه چهارشنبه بيست و سوم است ، شش ساعت از شب رفته بار كردند . چه گويم چه نويسم از سرما ، آدم ناخوش عليل بى بالاپوش . تا اوّل ظهر شش فرسخ [ 47 ] آمدند . رسيديم به على آباد ، توى كاروان‌سرا منزل كرديم . از سرما متصل مىلرزم . هيمه پيدا نمىشود . درمان يك من نيم قران ، آنچه درمان سوختم ، گرم شدم . اين صحرا هم همه‌اش تپه كوه ، ولى راه ماشين صاف است . بنده هم حالت ندارم . هنوز تب باقى است . تا خداوند چه خواهد . اين كاروان‌سرا هم مال امين سلطان است . در اين راه رودخانهء بزرگى است . مىگويند رودخانه شوى آب [ شورآب ] . اين روى زمين پهن شده ، مثل دريا آب ايستاده . مىگويند درياى شور . پيشترها كاروان‌سرايى بوده در على آباد ، حاجى على نامى ساخته . وقتى كه مرده ، امين سلطان بزرگ خواسته از وارث آن بخرد ، نداده‌اند . آب اين رودخانه انداخته به اين زمين‌ها ، كاروان‌سراى حاجى خراب شده . خودش كاروان‌سرايى ساخته . يك باغى هم ساخته . آنجا رعيت نشين ندارد . چند نفر هستند باغبان . رفتيم ، دو سه دكان بقالى علافى هم كه امين سلطان از اينها سالى هزار [ و ] هفت‌صد تومان اجاره مىگيرد ، كه چيز به زوار قم و ساير مردم مىفروشند . نان يك من دوهزار ، درمان يك من نيم قران ، تخم مرغ دانه‌اى صد دينار . وقتى مىگويى گران است ، مىگويد بايست هزار [ و ] هفتصد تومان كرايه بدهم . پيشترها هم از قم تا طهران سه منزل بوده ، حالا چهار منزل شده به واسطهء اين راه كه فرنگى ساخته . گويا اين راه كفه بوده كه آدم با اسب فرو مىرفتند . خيلى هم تل و تپه و گردنه داشته ، خيلى سخت بوده . حالا خيابانى صاف ساخته كه كالسكه و ماشين مىرود . امروز كه روز پنج‌شنبه بيست و چهارم است ، شش ساعت از شب گذشته بار كرديم . از سرما چه عرض كنم كه در كجاوه چه مىگذرد . نه فرسخ راه آمديم . اول ظهر رسيديم به حسن آباد . آنجا هم كاروان‌سراى امين سلطان است . منزل كرديم . جنس هم به قيمت آن سه منزل بود . شب هم شش ساعت از شب گذشته بار كردند .
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 115 | رسول جعفريان / حاجيه خانم علويه كرمانى