تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
شكر خداوند را به جاى آوردم . الحمد للّه همه سلامت بودند . امروز هم تب كردم ، ولى باز هم شدّتى نداشت . امروز كه جمعه هجدهم هست ، الحمد للّه احوالم بهتر است . امروز حكيم نان داده ، ولى تب به كلى رفع نشده . گنه‌گنه هم داده . اسباب زحمت آقا ميرزا هادى . امروز كه روز شنبه نوزدهم است ، فاطمه را روانهء كرمان كردم . وقتى كه آمد خداحافظى كند ، خوب حق مرا داد . گفت اگر تو مرا نياورده بودى ، كسى ديگر مىآورد . حالا كه تو آوردى ، من دو تومن كمم است ، بيشتر بده . گفتم و اللّه باللّه ندارم ، الان براى خرجى معطّلم . خيلى از اين جهت اوقاتشان تلخ شد . امروز ده روز است كه در خانهء آقا ميرزا هادى هست . بيچاره‌ها زحمت كشيدند ، شام ، نهار ، حمام ، از همه چيز او متوجه شدند . ديشب نشسته بوده ، گفته گور پدر هر چه طهرانى هست ، ريدم ! ديشب كه به من نگفتند . امروز كه او رفت ، به من گفتند كه نمىدانى چه كم خدمتى به فاطمه كرديم كه گور پدر ما ريده ! و اللّه از خجالت مردم ، زير زمين رفتم . اين هم از بخت [ و ] طالع من است . امروز كه روز يك‌شنبه بيستم است ، الحمد للّه احوالم بهتر است ، ولى تنگى سينه و سرفه خيلى اذيّت مىكند . خداوند محافظت كند . امروز كه دوشنبه بيست و يكم است ، رفتم دو سه بازار [ و ] كوچه‌ها را تماشا كردم . كوچه‌ها معاينه « 1 » كوچه‌هاى كرمان ، خيلى بدگل . باران كه مىآيد ، ده روز ديگر گل است . بازارها بعضىها سقف دارد ، بعضىها ندارد . خلاصه امروز كه روز سه‌شنبه بيست و دوم است ، صبح از قم بار كرديم . چهار فرسخ راه آمديم . بشاشگرد ، اسم ديگر منظريه ، در كاروان‌سراى امين سلطان منزل كرديم . چون فاطمه را از قم روانه كردم ، يك زن قمى هم كجاوه گرفتم تا طهران . در اين بيابان هم تمام شوره ، مثل كفهء نادرى در راه خراسان . از بس‌كه شوره‌زار است ، خيال مىكند تمام صحرا برف آمده ، سفيد . از طهران تا قم خيابانى فرنگى ساخته ، به جهت ماشين و ترمتاز . دو طرف نهر آب ، ولى گاهى مىآيد گاهى نمىآيد . هر يك فرسخ يك قهوه خانه دارد .
هامش
( 1 ) . بعينه .