كرد . ما هم پياده رفتيم ميان بيابان . ما را هم نمىگذارند برويم توى كاروانسرا ، كه اگر شما رفتيد توى كاروانسرا بايست ده روز قرنتين باشيد . توى آفتاب نشستهايم ، تا با اين قاطرچى عجم قرار گذاردند . بار كرده ، نيم ساعت به غروب مانده ، سوار شديم . شش ساعت از شب گذشته وارد قصر شيرين شديم . اين هم بسيار راه بدى بود . همه كوه ، كتل ، بالا ، پايين . خلاصه چاى خورديم ، خوابيديم .
امروز كه دوشنبه شانزدهم است ، اينجا ماندهايم . مردم اينجا همه كرد هستند .
خانههاشان همه از سنگ [ و ] گل بالا آوردهاند . سقفها چوب نى ، كثيف و بد ، از آن جمله خلا ندارند . تمام كوچهها پر از گه . همهء مردم اهل ده و زوار بايست كنار كوچهها بشاشند . ولى رودخانهء بزرگ خوبى دارد . اينجا جايى است كه جوان [ 38 ] امير كرد جلو زوار را مىگرفت و مىكشت ، كه هر چند سال يك دفعه قدغن مىشد زوار نيايد . در هشت سال قبل از اين شاه ما با شاه عثمانى دست يكى كردند و او را كشتند . قلعهاى در بالاى كوه دارد . ما رفتيم تماشا كرديم .
شهرى است همه كرد . چند دكان [ و ] بازار دارد ، قصابى ، نانوايى ، بقالى . الان هندوانه ، خيار ، بالنگ هم دارند . هوايش هم چندان سرد نيست . حالا ديگر از خاك عرب گذشتم . مستحفظين از جانب پادشاه ما در آن قلعه هستند ، توپ هم دارند . در آن قلعه سرباز هم چند نفرى هستند . چند باغ هم در آنجا هست . يكى مال ناصر الدين شاه و يكى مال جوان مير ، و آنهاى ديگر مال كردها است . حمامى هم دارد ، معير الدوله ساخته . اين منزل هم پنج فرسخ بود ، ولى قاطرچى هشت ساعت آمد ، از بسكه راه بد بود . امروز [ و ] امشب آنجا بوديم .
[ پل ذهاب ]
پنج ساعت از شب رفته بار كرديم . از كنار قصر شيرين و خسرو گذشتيم .
ولى تاريك بود ، ما كه نديديم . آمديم پنج فرسخ ، چهار ساعت از روز سهشنبه گذشته وارد پل ذهاب شديم . در كاروانسراى كثيفى بدى منزل كرديم . آنجا هم همه چيز هست . خانههاشان هم از سنگ [ و ] گل بالا آوردند . سقفها چوب و نى ، گل ماليدند رويشان . حالا دارند خانههاشان را اندود مىكنند . هوا هم هنوز چندان سرد نيست . امروز [ و ] امشب هم آنجا بوديم . پنج ساعت از شب رفته بار