تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
زهره نبود كه آواز برآرد چنان كه گويى هيچ متنفس نيست - ا ك با ق : نى ( به جاى برنمىآمد ) .
شرح
( 483 ) - زبده : سازهاى ختائيان كه دعاى پادشاه مىگفتند . ( 484 ) - زبده : بيرون رفت . ( 485 ) - آ : شباروز . ( 486 ) - ق : گويى ، زبده : مثل متن . ( 487 ) - ق : كردند ، زبده : مثل متن . بعدش در زبده : + و چند هزار آدمى از مقوّى كاغذ ساخته و رنگ چهره و جامه چنان كه از دورى به او مىماند و ريسمانها بر آن چراغها تعبيه كرده‌اند . ( 488 ) - ق : ريسمان ، زبده : مثل متن . ( 489 ) - با ق : در هر ( به جاى در ) ، زبده : مثل متن . ( 490 ) - زبده : هركس هر كنار كه مىكنند برو نمىگيرند . ( 491 ) - زبده : مىكند . ( 492 ) - ق : آتش ، زبده : مثل متن . ( 493 ) - ا ك با بب : بود . ( 494 ) - ك ا : سچن ، بب : سحين ، با : سخين ، ق ( ص 332 ) : سجنين . اك : سجيتيان ، زبده : سخنان . ( 495 ) - در زبده است كه اين روز يك شنبه بود . ( 496 ) - زبده : نهادند . ( 497 ) - زبده : گشادند . ( 498 ) - زبده : مقدار صد هزار آدمى . ( 499 ) - زبده : بيش روى . ( 500 ) - زبده : + و بعد از آن بنشستند و نظاره مىكردند . ( 501 ) - ق : خطا ، زبده : ختايى . ( 502 ) - آ : كرد ، زبده : مثل متن . ( 503 ) - ق : نو ( به جاى ايشان ) . ( 504 ) - از روى بابب اك ق ، صورت جمله در زبده : مجموع بنديان و گناهكاران و آن كسانى كه باقى ديوان داشتند بخشيديم . ( 505 ) - زبده : به جهت تعظيم حكم پادشاه چترى . ( 506 ) - زبده : و بر چوبى كه آن چوب را در زر گرفته بودند . ( 507 ) - كذا درك و ق ، در نسخ ديگر : فرود . ( 508 ) - زبده : و در پاى كوشك مجموع سازها با دهل و دمامه مىزدند در فرود آمدند [ آمدن ] حكم ، و دو محفّه مطلّا آماده بود . چون آن حكم فرود آمد در يك محفّه نهادند و يك محفّه از پيش روان شد . ( 509 ) - زبده : و از اردو آن حكم را .