تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
شرح
( 460 ) - زبده : + چنان كه مثلا اگر سوزنى بيفتادى پيدا شدى . ( 461 ) - زبده : كاجين ( به جاى ماچين ) ، بب : خورجه ( به جاى جورجه ) ، اك مثل متن ، زبده : چورچه ( يول بلاد چورچه را در مانچوريا نشان داده است و بر حاشيهء ص 267 گفته كه ايشان اجداد مانچوريهاى اين زمان‌اند ، نيز رك به خريطه در آخر كتاب ماركوپولو مرتبهء يول ( ص 205 ) در همان كتاب ، در زبده بعد از دريا بار : + و ساير ولايات كه نام آن معلوم نيست . ( 462 ) - زبده : + و تختگاه . ( 463 ) - فقط آ : قرب ، زبده : غلبه . ( 464 ) - زبده : شمشير و گرز و ناچخ و زوبين و دور باش و حربه و تبرزين و آلات حرب در دست گرفته قريب يك دو هزار آدمى بادبيزن ختايى در دست گرفته . ( 465 ) - با ق : آمدند . - زبده : به خلعتها و تاجها لباسها بر خود راست كرده كه شرح آن در وصف نگنجد . ( 466 ) - ق : تراشيده . ( 467 ) - زبده : + و سنگ تراشيده‌ها ( به ) اژدر و سيمرغ نقش ختايى منبت مغطر مثل يشم تراشى كه آدمى در آن حيران مىشد . ( 468 ) - با اك بب ق : درودگرى . ( 469 ) - زبده : كاشى تراشى . ( 470 ) - زبده مگر ( به جاى و اگر ) . ( 471 ) - زبده : بينند تا باور كنند . ( 472 ) - زبده : در نيم روز . ( 473 ) - زبده : + و هركس به وثاق خود رفتند . ( 474 ) - ك : نرفته بود ، ق ( ص 331 ) : نيامده بود ، زبده : رفته بود و در بيرون شهر خانهء سبزى ساخته بود و در آن خانه هيچ صورت و هيچ بت نبود . ( 475 ) - زبده ، اما رك به حاشيهء پيش . ( 476 ) - زبده : كه خداى . ( 477 ) - زبده : + و به عبارت خود مشغول بود . ( 478 ) - زبده : سياه و سرخ و زرد و سبز و زنگارى منقش به صورت آفتاب و ماه و ستارگان و كوه و دريا و خطوط ختايى در پس و پيش او ديگر نيزه‌داران و شمشير و ناچخ و زوبين و دور باش و حربه و گرز و شمشير و تبرزين و چوگانها با زلف دراز و بادبيزن ختايى و چتر مىبرند . ( 479 ) - ق : و پنج . ( 480 ) - ق : مطلّا كرده و آرايش داده . ( 481 ) - زبده : پنج ( به جاى پنجاه ) . ( 482 ) - زبده : پادشاه مىرفتند كه يكى پيش و يكى پس بىقاعده زهره نداشتند كه بروند ، و كس را