تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
شرح
( 435 ) - زبده : + و عشرين و ثمانمايه . ( 436 ) - ق ( ص 329 ) : علوفه . ( 437 ) - زبده : بيرون آن چندين . ( 438 ) - زبده : دادند و تربيتها كرد و در هر كرت كه طوى شد بازيگران از نوعى ديگر اين طوى ديگر و تكلفات زياده از مقدم . آق : بازى ( به جاى بازيها كردند ) . ( 439 ) - ك : روزى . ( 440 ) - ق : در ، زبده مثل متن . ( 441 ) - زبده : مثل متن . ( 442 ) - زبده ( 301 ا ) : عظمت خود را بيشتر و به نوعى ديگر ايلچيان [ را ] مىنمود . و بازيگران به انواع ديگر بازيگرى مىكردند و حقه‌بازيها [ ى ] غريب . ( 443 ) - كذا درك ، نسخ ديگر و زبده : كافران . ( 444 ) - اين تفصيل را در زبده دارد و مصنف مطلع سعدين حذف نموده . رك به اقتباس مطبوعه در اورينتل كالج ميگزين نومبر سنهء 1930 م . ( 445 ) - بب با ق : فتح . ( 446 ) - زبده : مىبايد كه به هردوازده ديوان گناه برو ثابت شده و خصمان او را به او مجادله فرمايند ، چنانك مثلا اگر در . ( 447 ) - فقط بب : ثابت ، زبده : گناه برو ثابت شده است . ( 448 ) - به قول يول شك نيست مصنّف درين باب مغلطه خورده است . ( 449 ) - زبده حجتى پيدا كرد كه بدان‌سبب شخصى كه در شش ماه راه زياده يا كمترست حاضر مىبايد كرد تا تحقيق شود . ق : زياده ( به جاى يا زياده ) . ( 450 ) - زبده + : و بطلب آن شخص ميفرستند تا او بيايد و به جهت كنند و بعد از آن قضيه به آخر رسانند و بسيار گناهكار در حبس ايشان ميميرد و هركس كه مرد تا حكم پادشاه نشود در خاك نميتوانند كرد . بعدش چند سطور زايد دارد در زبده . ( 451 ) - زبده : سر سال . ( 452 ) - زبده : قولى پادشاه . ( 453 ) - زبده : دستار و جامه و طاقيه و موزه . ( 454 ) - كذا فقط درك . ( 455 ) - كذا درك با بب : سحين ، ق : سجنين . آ : سچين ، زبده : همچنين سخن . ( 456 ) - زبده : + بيدا [ ر ] كرد و سوار ساخت و . ( 457 ) - زبده : + در چنان شهر معظم . ( 458 ) - از روى نسخ ديگر ثبت شد ، زبده : قتار . ( 459 ) - ق : كويى ، زبده : مثل متن .