شرح
( 404 ) - زبده : درآسون .
( 405 ) - ق : بازى مىكردند ، زبده : مثل متن .
( 406 ) - زبده : سفيدى بر روى ماليده و حلقههاى مرواريد .
( 407 ) - زبده : + ختايى .
( 408 ) - آ : نخل .
( 409 ) - بب اك : بر بالا ، اك : بالاى دو ، با : بر بالاى ، زبده : بر بالاى دو .
( 410 ) - زبده : + و انواع بازيها كردند .
( 411 ) - ك ق : بر آستان .
( 412 ) - كذا درك ، نسخ ديگر و زبده : خفتيده .
( 413 ) - فقط آ ، زبده : مثل متن .
( 414 ) - ق : نيها ، زبده : اينها .
( 415 ) - ق : ازين ، زبده : مثل متن .
( 416 ) - ابا بب اك ق : گفت ، زبده : مثل متن .
( 417 ) - زبده : شخصى كه خفته بود و نى بر كف پاى او بود .
( 418 ) - زبده : ديگر جماعتى گويندگان و اهل ساز پهلوى يكديگر .
( 419 ) - با ق : باتوغن ، زبده : مثل متن .
( 420 ) - با ق ، بينه ، زبده : پشه .
( 421 ) - زبده : مثل آن .
( 422 ) - زبده : ديگر .
( 423 ) - ق : بينه : زبده : سسه .
( 424 ) - زبده : برسسه و يك دست انگشت .
( 425 ) - از روى ق ، زبده : كه بر دهان ديگرى است و صاحب نى .
( 426 ) - فقط آ : اصولى . الخ ، زبده : اصولى [ اصول ] كه هيچ يك خارج نكردند .
( 427 ) - ق : تفقّد و الخ ، زبده : هم در مجلس بازيگران انعام فرمودند تا چاو آوردند و نقد بديشان داد .
( 428 ) - زبده : آن بارگاه .
( 429 ) - ق : + و كبوتر .
( 430 ) - زبده : خاد ( به جاى آقار ) .
( 431 ) - آ : دانهها . زبده : مثل متن .
( 432 ) - آ : ريزها .
( 433 ) - زبده : + هم بر آن درختان ميان سراى مىآراميدند .
( 434 ) - زبده : + و ثمانمايه - اما اين سهويست از مصنف ، از آنكه ايلچيان از هرات به تاريخ 16 ( 6 در زبده ) ذى قعدهء سنهء 822 روانه شدند و رسيدن ايشان به خان باليق به 8 ذى الحجهء سنهء 823 بود نه سنهء 822 ) .