تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
شرح
( 373 ) - باق ( ص 326 ) : متكّا دارد ، ا ك : مثل متن ، بب : متكا دارد . ( 374 ) - زبده : + بلند . ( 375 ) - زبده : و آن تخت [ و ] عود سوز و صندلى مجموع . ( 376 ) - زبده ، بب : قطب الدين ( به جاى قاضى ) . ( 377 ) - زبده : اين طلا كارى او هيچ ساويده نشده است . ( 378 ) - زبده : قطعا استادان عراق و خراسان مثل آن رنگ و روغن به كار نمىتوانند برد . ( 379 ) - زبده + : ناچخهاى دراز در دست . ( 380 ) - ق : بعضى ، زبده : در پس پشت ايشان جماعتى . ( 381 ) - از روى ق و زبده . ( 382 ) - زبده : در برابر ( به جاى پيش ) . ( 383 ) - زبده : پيش . ( 384 ) - زبده : + از انواع . ( 385 ) - زبده : آن هريك از رنگى از غايت تكلف . ( 386 ) - ديگر نسخ و زبده : قريب . ( 387 ) - ق ( ص 32 ) : يك گزوار . زبده : يك گزوار . ( 388 ) - آ : جنلق ، بب : جببلق ، ق : جينلق ، اك : مثل متن ، با : حنيلق ، زبده بياض درين موضع . ( 389 ) - فقط آ ، صورت جمله در زبده : مثل . . . بزرگى كه ده گز باشد . ( 390 ) - زبده : يك ديوار . ( 391 ) - زبده : درآسون . ( 392 ) - زبده : و نعمتى مىآوردند . ( 393 ) - ق : و ( به جاى يا ) ، زبده : با . ( 394 ) - زبده : + كه پايها دارد . ( 395 ) - ق : ( 399 ب ) : منتظر . ( 396 ) - ق : بود ، الخ ( به جاى هر ، الخ ) ، زبده : بر آن گوشه بسته از دو طرف . ( 397 ) - آ ق ، زبده : كشيدند . ( 398 ) - آ ق ، زبده : شد ، بعدش در زبده : + به مثل حصيرى كه درپيچند به مقدار يك قدم وى . ( 399 ) - فقط ك : آيد ، نسخ ديگر : آمد . ( 400 ) - كذا درك . نسخ ديگر و زبده : نواختند . ( 401 ) - زبده : بر تخت بنشست و قرار گرفت . ( 402 ) - زبده : نزديك تخت بردند و فرمودند كه سر بر زمين نهيد . ( 403 ) - زبده : پس اشارت كرد كه ايشان را بنشانيد ، هريك را به جاى او پيش سرها [ شيره‌ها ] كه نهاده بود بنشاندند .