گروه خلق در شيب « 1 » درختان روان در روى صندليها نشسته به عيش و عشرت مشغول و آن درختان را همه موزون [ بستهاند ] ، شاخچه بندى كردهاند ، مثل چارطاقها و رواقها و منظرها و گوشكها « 2 » و راهروها و پنجرهها و طاقها ، و آن همه موزون سبز شده و در گل و ميوه دميده « 3 » و [ در سروبر ] خوبان مجلس هم آغوش شده و شاخ و برگ و ميوه بر روى شيرهها فرو گذاشته و آن سازندهها گروه گروه در ساز و خوانندههاى خوشآواز « 4 » و گروهى رقاص از براى هر خيلى ، و بازيگران نوع نوع همه خوبان ، و همه [ به ] يك بار به ساز و صحبت و [ به ] عيش و تنعم مشغول .
نظارگيان دانند ذوق آن مجلس را ، و دنيا را جفت كافران گفتهاند مگر آن طويهاى « 5 » خطاست « 6 » ،
كنز الحقايق « 7 »
بجز خوردن اگر چيزى بخواهى * مرنج از من اگر گويم تباهى
كه حيوانى ، نه انسانى ، به مقدار * كه ميلت نيست جز سوى علفزار
بهشت اندر مثل چون مطبخى دان * كه باشد اندرو مرغان بريان
اگر طاعت براى آن كنى تو * كه پاى مرغ خود بريان كنى تو
اگر طاعت ترا بهر نعيم « 8 » است * ز بهر حق سزاى آن جيحم است
هرآنكس را كه باشد عقل همراه * نجويد مطبخى الا ز اللّه « 9 »
نشان ابلهى چيزى دگر نيست * كه مطبخ جويى و زانت خبر نيست
چو دانستى كه خوى خوش بهشت است * رها كن خوى بد زيرا كه زشت است
به صورت چون تنت خورد اين جهان را * بهدست آور به معنى ذوق جان را « 10 »
هامش
( 1 ) - سها : شيو
( 2 ) - سها : كوچكىها
( 3 ) - سها : پرو
( 4 ) - سها : هرگروه خيلى
( 5 ) - سها : توى
( 6 ) - سها : خطائيان است
( 7 ) - سها : بيت
( 8 ) - سها 609 : تعظيم
( 9 ) - سها : حضرت اللّه
( 10 ) - ق : سه بيت اخير را ندارد