در پناه فيص او از صد بلا * دل سلامت ديده آخر خويش را
ديده فانى خويش را از فوت خويش * لوح خالى ساخته از نقش خويش
كعبهء كويش بهشت جاودان * جاى دل آخر همان بايد بدان
از فراز بارگاه عزو جاه * افگند دل را امل در خاك راه
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين ) — صفحة 121
مساهمون: ايرج افشار
ص١٢١