باب يازدهم در بيان خرابات و خراباتيان
و در هيچ شهرى از شهرهاى خطاى نباشد كه محلهاى جدا از براى زنان خرابات و اهل خرابات و خراباتيان نباشد .
و در بعضى شهرها « 1 » پانصد خانهوار و هزار خانهوار ، صد هزار خانهوار « 2 » باشند « 3 » ، و اكثر دختران ميرانند كه به سبب نوع نوع گناه - مىباشد در قانون ايشان - كه از پدران ايشان ظاهر مىشود و به واسطهء آن گناه به حبس و قتل مىروند و پسران آن امرا لشكرى مىشوند [ و ] در پايهء ادنى ، و زن و دختران ايشان عورات خرابات مىشوند ، و روى پسران خود را مادر و خواهر هرگز نبينند .
و آن امرا [ را ] خانمان « 4 » خراب شده و اثر و نشان او گم شده .
و انواع [ آن ] گناه آن است كه حكم پادشاه را دور از روى حاضران نگرفته باشند و يا جنايت « 5 » و خيانت انديشيده باشند « 6 » و يا در خرابات با زنان مجلس كرده باشند .
و اگر ازين انواع گناه [ بعضى را ] خلق شهرى و بازارى كرده باشند به حبس و قتل بروند و پسران او را [ نيز ] لشكرى سازند و زن و دختران او را بفروشند ، و در گناه ماسواى خرابات « 7 » .
هامش
( 1 ) - سها « و در بعضى شهرها » ندارد
( 2 ) - سها : « صد هزار خانهوار باشند » ندارد .
( 3 ) - سها : بودند
( 4 ) - ق : خانومان
( 5 ) - سها : شكايت
( 6 ) - سها : بوند
( 7 ) - سها : « و در گناه ماسواى خرابات » ندارد