زمان دويم [ در اسارت مبارك وهابى تا ورود به مدينهء منوّره ]
سيوم ذى الحجّه روز يكشنبه : پولى كه جمع شده بود به تحويل داده ، سه ساعت روز درآمده حجّاج بار كردند . مبارك ظاهرى و حربى به اتفاق حاج راه مىرفتند . فيما بين هردو ملاعين نزاع مىباشد . در كمين هم بودند ، و حجّاج بيچاره غريب و اسير اينها در بين راه رفتند . خواستند مبارك ظاهرى بزرگ طايفهء وهابى و غانم بزرگ طايفهء حرب با همديگر تلف سازند . تفنگ انداخته ، به اين هردو نرسيده ، به ديگرى خورده و مجروح گرديده .
[ تميّه ]
پيش از ظهر در منزل تميّه بر سر آب تلخى فرود آمدند . يكطرف حجّاج مبارك ظاهرى وهابى با جمعيت خود كه صدكس تفنگچى داشت و يكطرف غانم . شيخ غانم حرب با جمعيت خود به قرب سى چهل كس پايين آمدند . و الحال زمين حرب نزديك است . از اين جهت قوّت با قلّت حرب بيشتر است .
خلاصه بعد از نماز ظهر ميرزا رضا قلى و آقا رجب على لنبونى با چند نفر بزرگان عجم پيش شيخ غانم حربى رفته و ملاقات كرده ، بعد از تعارفات تحقيق نمودند كه شش روز به حجّ باقى است . مىشود كه مايان مىرسيم ؟ در جواب گفت مشكل است . چرا كه حاج سنگين است و بار سنگين و كجاوه بسيار . اگر