تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
و متعاقب اينها جمعيتى خواهد بود . خلاصه روز بد كسى را خدا ننمايد . مردم رو به فرار نهادند و قيامتى در حاج پيدا شد كه كسى به كسى نبود . و عكام‌ها شتران كجاوه را مىدوانيدند و على هذا القياس مردم شتران را مىراندند . هركس كه افتاد ديگر فرصت سوار شدن نداشت . و اگر اسباب مىافتاد ، كسى عقب آن نگاه نمىكرد . غير از فرار چاره نمىدانست . هرچند وهابى و حمله‌داران فرياد مىكردند كه « شتران را بخوابانيد » كسى گوش به سخن آنها نمىكرد . و حاجى صالح درع پوشيده و بر اسب سوار شده و نيزه در دست گرفته ، هرچند به مردم مىگفت « بايستيد » فايده‌اى به حال مردم نمىبخشيد . هرچند چوب مىزدند ، مردم بىاختيار مىراندند . آخر معلوم شد كه اينها غزو نيستند ، طايفهء حربى كه اطراف مدينه مىباشند و خاوه‌گيرند ، پى خاوهء خود آمده‌اند . آن وقت مردم خاطر جمع شده ، قرار گرفتند . و خرده‌اى ديگر راه رفته ، نزديكى به كوهى رسيدند كه بزرگ و بلند و مسطّح مىباشد . در حقيقت به اين وضع كوهى نديده كه بالاى آن كوه قلعهء بزرگى به خوبى مىشود ، و دور آن از يك فرسخ كم نخواهد بود . در آن‌جا فرود آمدند . اما حجّاج از حال رفته بودند و خوفى كه در فرار خورده بودند و از گيرودار مبارك ظاهرى و طايفهء حربى يقين دانستند كه به مكّهء معظّمه نخواهد رسيد و مأيوس شده بودند كه اسبابى سرهم شده كه باعث تعطيل مىشود و وقت از دست مىرود . جمع‌آورى . . . يك طائفه مشكل افتاده ، به هردو طائفه كجا سرانجام خواهد شد و خلاصى خواهيم يافت . خلاصه تمام شب حمله‌داران را جمع‌آورى نموده و تحصيل وجوهات به جهت مبارك ظاهرى مىنمودند و آرام نداشتند . مبلغ هفت هزار دوبتى جمع شده ؛ زياده نتوانستند . غرض آنچه امروز گذشته ، به تحرير و تقرير بيان آن نخواهد گنجيد . و اسباب بسيارى در وقت فرار تلف شد . اگر به تفصيل بيان شود باعث ملال خواننده خواهد بود ؛ مختصر نمود .
نويسيم ما آن وقايع تمام * كه در ضمن اين است بسيار كام كه ما مبتلاى مصيبت شديم * گرفتار وادى حيرت شديم خدا حافظم باد در اين بلا * كند يارى ما رسول خدا پناه آوريم ما ده و چار را * به نزد خدا در همه كار را