تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
بيست و هفتم شهر شوال روز يكشنبه : صبحى از كربلاى معلّى روانهء نجف اشرف گرديده و بيمار را در حالت مغشوشى گذاشته ، وقت عصر آن روز به . . . . « 12 » منزل نموديم . به اتفاق رفيقان راه ، سيادت مآب فضايل اكتساب مير سبحان على هندى فيض‌آبادى و مير يوسف على مچهلى بندرى هندى و سيد حسين فيض آبادى هندى و ميرزا محمد على مرشد آبادى هندى و ميرزا اسد على فيض آبادى هندى ( برادر مير سبحانعلى ) و ميرزا محمد كاظم لكنهوى هندى و مير محمد على كهبايتى هندى و بابا شاه كشميرى هندى و ميرزا مهدى لكنهوى هندى و عاليجاهان ميرزا آفتاب على خان و ميرزا امام على خان برادرزاده‌هاى جنّت و علّيّين آشيان مرحوم نواب وزير الممالك هندوستان آصف الدوله بهادر - طاب ثراه - و جمعى از اهل كربلاى معلّى مثل جناب علّامى فهّامى شيخ خلف و عيال جناب ميرزا محمد حسين صاحب شهرستانى . و از قضاى الهى در آخر آن روز بيمار مزبور در كربلاى معلّى به رحمت ايزدى پيوست . و تا نصف آن شب در منزل مذكور بوديم و نصف آخر شب بار نموده روانه نجف اشرف گرديديم .

[ ورود به نجف اشرف ]

روز دوشنبه بيست و هشتم شوال : به وقت عصر - بفضله - وارد نجف اشرف شديم . آن روز از سبب طغيانى آب بيراهه آمديم . از نصف شب بار كرده بوديم . قريب ده فرسخ منزل قرار گرفت و چون مجموع حجّاج بيرون شهر نجف اشرف خيمه‌ها زده و فرود آمده بودند ، مايان نيز همراه حاج خيمه زده ، پايين آمديم . و وقت مغرب براى زيارت امام المشارق و المغارب اسد اللّه الغالب على بن ابى طالب امير المؤمنين سيد الوصيين - صلوات اللّه و سلامه عليه - داخل شهر و روضهء مقدّسه مشرّف و سعادت حاصل گردانيديم ؛ و سابق دفعهء ديگر در زيارت مخصوصهء مولود و نوروز مشرّف شده بودم . و باز شب به خيمه آمده ، چنان‌چه در آن شب از سبب دزدان آرام نداشتيم . تفنگ از دست تفنگچى دزديده بردند ؛ و معلوم شد كه دزد اهل نجف اشرف بود ، از اعراب نبود و بر حاجّ بيچاره
هامش
( 12 ) . يك كلمه ناخوانا و طبعا نام مكانى است .