عليهم اجمعين - روز كشته شدن دشمن آل محمد - عليهم السلام - و روز سرور دوستان و شيعيان محمّد و على - عليهما السلام - الحمد للّه ربّ العالمين و الصّلوهء و السّلام على محمد و آله أجمعين الطيبين الطّاهرين المعصومين . امروز قدرى باران باريده - بفضله - بندوبست كردهايم كه فردا ان شاء اللّه تعالى بار بكنيم ، و شنيدم حاج ديگر هم ذخيره « 126 » بودند فردا مىروند . بايد ديد . شب امير حاج در چادر ما آمد . شام خورده ، رفت .
- بفضله - دهم ربيع الاوّل روز سهشنبه : امروز نكاح حضرت محمد مصطفى - صلى اللّه عليه و آله - با خديجة الكبرى - عليهما السلام - ، روز سرور امّت محمدى است - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - . امروز ابر بود . قدرى باز يك باران بود . بعده وقت ظهر ما فقط بار كرديم . از هفوف به مبرز ، اين همه ، ديهات لحسااند . - بفضله - رفتم . ميرزا اسماعيل و ابراهيم خان مفلح را گذاشتند حيران و پريشان ماندند . من به ميرزا اسماعيل گفتم كه شما را من شتر مىدهم . بىكرايه راضى نشدند . سالم حمله دار هم از ايشان بد شد . غرض ، از فرهود حمله دار حمل كشيد . حاج ديگر هم كه دريا مىروند ، امروز نرفتند . ديشب چادر خلاى ميرزا اسماعيل ناظر دزديدند . شب بسيار هواى شديد بود . بعد ( الحمد للّه ربّ العالمين ) خوش گذشت .
- بفضله - يازدهم ربيع الاوّل روز چارشنبه : امروز سال كامل است كه از بريده به مدينهء طيبه روانه شده بوديم . صبحى عبد العزيز آمده بود . من اندرون چادر بودم ، گفت من هم مىآيم ، شما صبر بكنيد . بعده ميرزا اسماعيل ناظر و احمد خان و ميرزا ابراهيم خان و ميرزا عبد الوهّاب همه آمدند . محمد ريشان هم آمده ، از ما دور افتاد .
- بفضله - دوازدهم ربيع الاوّل روز پنجشنبه : امروز حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - بعد هجرت داخل مدينه منوّره شدند . بعضى تولّد حضرت هم مىدانند . و امروز انتهاى دولت بنى اميه ملعون است . غرض ، روز خوشى و سرور است . امروز فرهود حمله دار آمده ، تفنگچىها مقرر كرد كه دويست ريال ( دالر )
هامش
( 126 ) . « ذخيره بودند » حدسى و شكل كلمه ثبت شده در متن است .