تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
كاظمينى امروز صبح انتقال كرد . در اين منزل نماز خوانده ، دفن كردند . شب تفنگچى كشيك مىكشيدند . - بفضله - بيست و چهارم ربيع الاوّل روز مبارك جمعه : امروز صبحى نماز خوانده ، بعد طلوع شمس بار كردند . چرا كه بسيار هواى سرد بود ، از سبب سرما دير بار كردند . وقت يك ساعت روز باقى مانده در يك صحرايى پايين آمدند . نماز ظهر و عصر فرود آمده ، خواندم . اگر همچو بروند ، در جمعهء ديگر - بفضله - ( در مدينهء منوره ) خواهند رسيد . و شتران هم بسيار كم زور شده‌اند . اللّه تعالى قوت بدهد . بسيار باد سرد ( از پشت ) به شدّت بود . شب هم بسيار سرما بود . مىگويند كه شش فرسخ آمده‌اند . - بفضله - بيست و پنجم ربيع الاوّل روز شنبه : بعد طلوع آفتاب بار كردند . قدرى راه رفتند كه باد بسيار تند روبه‌روى شروع شد . تا عصر رفتند . خواستند تا مغرب بروند ، از سبب شدّت باد لاچار در صحرا در ميان كوه‌ها پايين آمدند . البتّه پنج فرسخ آمده باشند . نماز ظهرين در راه فرود آمده ، خواندم . شب بسيار سرما بود . - بفضله - بيست و ششم ربيع الاول روز يك‌شنبه : وقت نماز صبح آواز فلاح فلاح « يعنى بار كنيد حاج . . . » شروع شد . نماز صبح خوانده بار كردند . در راه بسيار كوه‌ها و پست و بلندها و رمل و كوه‌هاى رمل ( يعنى ريگ ) بسيار بودند . يك آب در راه گذاشتند ، و مردم حاج بسيار از تشنگى العطش العطش مىكردند . ميرزا رضا قلى يك مشك آب سبيل كردند ، و حقير هم قدرى به نام امام حسين - صلوات اللّه عليه - به مردم آب خورانيدم . غرض ، راه مىرفتند . و كوه تميه هم از دور پيدا شد . همان كوه كه مبارك ملعون ما را برگردانيده بود . بعد غروب آفتاب در يك ديههء خراب كردهء محمد على پاشاه فرود آمدند . بسيار مردم خسته شدند و همهء شترها از خستگى ماندند . من بر ذلول « 53 » سوار شدم . و قلعه‌اى كوچك در اين‌جا است . محمد ريشان امروز از تميّه بار كرد . كوه تميه نمايان است . عجب كوهى است كه تفصيلش در مقام تميه گفته شد .
هامش
( 53 ) . در حاشيه : ذلول يعنى به طور اسب بر شتر سوار مىشوند .