تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
در اين‌جا آمد و مردم بسيار هراسان شدند . معلوم نيست چه خواهد شد . و در چادر سيد مهدى حمله دار ، « حمله دار كه . . . « 52 » بود » فرود آمده است . مصرع : شب آبستن است تا چه زايد سحر . - بفضله - بيست و دويم ربيع الاوّل روز چهارشنبه : امروز ميرزا رجب على لنبونى در چادر ميرزا رضا قلى آمده ، حاجى صالح را هم طلبيده ، گفتند كه ، بار بكن . حاجى صالح گفت كه مهلت دو ساعت بدهند . غرض ، هردو ميرزا كج‌خلق شدند . گفت چشم . بعد دو ساعت بعده من به هشتاد تومان از معرفت احمد خان كرد از حاجى صالح صيغه خواندم ، و طى كردم . چرا كه شيخ خلف از ميان ما پاى خود برداشتند ، و حاجى مفلح هم كناره كرد . لاچار شده اين كار كردم ، و الّا اراده‌ام نبود . و سيد محمّد كه در چادر شيخ خلف بيمار بود فوت شد . و يك سيد ديگر كه در قرابت سيد محسن صاحب مرحوم مجتهد كاظمين ، آن هم سخت بيمار است . در چادر شيخ ، بعده مبارك ملعون آمد و ابن سويلم و غيره جمعيت كردند . گفتند كه تو چرا آمده‌اى ؟ گفت شنيدم كه حاجى صالح بر حجاج ظلم مىكند . براى اين آمده‌ام كه روى من از حاج شرمنده است كه من خدمت حاج بكنم . ابن سويلم ( ابن سويلم آدم حجيلان بود ، دامادش مىگفتند ) و غيره گفتند كه ضرور نيست . حاج تو را نمىخواهند ، برو . غرض ، صالح هم چيزى داده ، مبارك ملعون را روانه كرد . بعده حاجى صالح نزد شيخ خلف آمده و احمد خان كرد هم نزد ميرزا رجب على لنبونى برده ، شفاعت خواست كه مهلت امروز بدهند كه فردا به فضل الهى بعد نماز صبح يقين بار مىكنم . آقا رجب على لنبونى از خاطر ايشان قبول كرد . مردم براى آوردن آب رفتند ، كه اين‌جا بىآب است . شب همه كس آوردند الّا عكّام ما . غرض ، به هرطور گذرانيديم . - بفضله - بيست و سيوم ربيع الاوّل روز پنج‌شنبه ، سنهء 1231 هجرهء مقدّسه : امروز صبحى بار كردند . شتر بيگم صاحبه بسيار شرارت كرد . خدا فضل كرد ، بعده يك و نيم فرسخ رفته ، قريب يك ديهه فرود آمدند كه شتران از چار روز بىآب‌اند ، آب دهند . و سيد ديگر از قرابت سيد محسن صاحب مرحوم مجتهد
هامش
( 52 ) . يك كلمه ناخوانا . داخل گيومه در حاشيه نوشته شده است .
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 116 | محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى