تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
- بفضله - بيست و هفتم ربيع الاوّل روز دوشنبه : بعد سه ساعت روز برآمده بار كردند . هواى روبه‌روى به شدّت تمام بود . حاجى صالح آمده ، مرا گفت كه پردهء محمل و كجاوه بردارند ، براى خيريت شما عرض مىكنم . من هم پرده‌ها برداشتم . آهسته‌آهسته قافله مىرفت . از آقا باقر كاظماوى و حاجى صالح بسيار دعوى شد كه زدوكوب بسيار شد ، بلكه قريب بود كه آقا باقر را بكشند . مردم در ميان آمده دعوى طى كردند . بعد عصر از سبب شدّت باد در يك جاى بىآب صحرا فرود آمدند . - بفضله - بيست و هشتم ربيع الاوّل روز سه‌شنبه : صبحى بار كردند . امروز باد نبود . وقت عصر دو ساعت روز باقى مانده پايين آمدند . چاه‌ها هستند . نام اين منزل بلغا است . مىگويند از اين‌جا شش روز راه مدينه است . بعضى پنج روز مىگويند ، و اللّه أعلم بالصّواب . ميان كوه‌ها امروز هستم . اين زمين حرب است . شب بسيار سرد بود . - بفضله - بيست و نهم ربيع الاوّل روز چهارشنبه : و امروز سال فاتحهء نوّاب والاجاه امير الهند مرحوم و مغفور است . صبحى بار كردند . امروز باد از پشت بود . وقت ظهر تمام حاج پايين آمدند . نماز ظهرين خوانده ، سوار شده رفتند . يك و نيم ساعت روز باقى مانده ، در صحراى بىآب فرود آمدند . بسيار سرما بود . ماه نظر نيامد و در تقويم هم ماه نبود . پارسال اين جانب در اين روزها در نجف اشرف بودم . - بفضله - سلخ يعنى سىام ربيع الاوّل روز پنج‌شنبه : على الصّباح بار كردند . تا اوّل عصر در ميان كوه‌ها پايين آمدند . آب نيست . مىگويند از اين‌جا هناكيه دو سه فرسخ است و سه منزل مدينهء منوره است . من به حاجى صالح سى و شش اشرفى دادم . مردم كسى پول مىدهد و كسى نمىدهد . معطّل مىكنند . ماه نظر آمد . - بفضله - غرّهء ربيع الثانى سنهء 1231 هجرى مقدّسه مطابق چهاردهم ماه مولود و ماه ثانى سنهء 1196 جلوسى مبارك روز مبارك جمعه : يك ساعت روز برآمده بار كردند ؛ لاكن مردم حاج پول ندادند . از اين سبب مردم را