تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
لاجرم سر خود گرفتم و پاى در دامن صبورى كشيدم و هرچند گاه كه بضرورت مهمى بشرف حضور پيوستم جسته جسته مضامين كنايه‌آميز مسموع [ ميشد ] كه شفاها در محضر جمع مىفرمود . روزى قصيده‌اى مشعر بر بعضى محاجات كه در ذيل اين خاتمه مرقوم خواهد شد انشا كرده بحضور فرستاد و بعد رسالهء استدلاليه در اصول عقايد موسوم [ 363 ر ] به تذكرة العقايد نوشته از نظر انور گذرانيدم و بايراد بعضى دلايل بر حقيقت احوال اين ضعيف و كيد معاندين و سبب سعايت و تفتين ايشان مستحضر شدند .
چون خدا خواهد كه غفارى كند * ميل بنده جانب زارى كند تا دل مرد خدا نايد به درد * هيچ قومى را خدا رسوا نكرد يار هركس در جهان اهل اوفتاد * اى بسا مشكل كه بس سهل اوفتاد
اين دستخط شريف بدون تحريف حرفى از بيانات لطيف باستمالت و استيمانم عز صدور يافت : « عاليجاها مجدت و نجدت همراها ، تذكرهء عقايد شما را بتفصيل مطالعه نمودم . خوش به حال شما كه صاحب اين اعتقاد هستيد . با اين احوال تكليف من بجز مهرو محبت نيست . خداوند اصلاح حال همگى را بفرمايد . بفضل و كرم خود بندگان ضعيف را از ديو نفس آسوده و ايمن بدارد . انشاء اللّه با كمال فراغت باشيد . بارواح احتشام - الدوله منتهاى توجه در حق شما مىشود . اشهد باللّه الان شما را