تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
مؤمن موحد عارى برى از همه عيوب [ 363 پ ] ميدانم . اللهم احفظنا من شرور انفسنا . به حق محمد و آله اميدوارم عواقب كارهاى همه بخير و خوبى باشد و بخوشى بگذرد . خيلى خيلى اميدوار و دلگرم باشيد ، حرره احتشام الملك . » خلاصه بعد از صدور اين دستخط شريف بتلافى مافات پرداخته گاه و بيگاه احضار به محضر حضور موفور السرورم ميفرمود و بميامن تفقدات خاص بين الاقران اختصاص داشتم و هرگاه ذريعه و مراسله‌اى خدمت سر كار اعليحضرت قدر قدرت اقدس همايون شاهنشاه اسلاميان پناه ناصر الدين شاه نصره اللّه يا در محضر انور اولياى دولت جاويد مدت كثر اللّه امثالهم بضرورتى لازم شد جز بقلم و تحرير اين فقير حوالت نمىفرمود و پيوسته در حضور و غيابم اظهار مرحمت و رأفت مينمود . تا در روز جمعه نهم شهرربيع الثانى سنهء يونت ئيل يكهزار و دويست و هشتاد و هفت هجرى چنان كه بشرح پيوست [ 264 ر ] بتأليف و تصنيف اين كتاب مستطاب مرآت القاسان مأمور شدم و حواس شبانه روز خود را بتدوين و تحرير آن مقصور و موقوف داشتم و با آنكه در مدت نه ماه كه مشغول اين عمل بودم پيوسته كمال پريشانى حواس و تفرقهء اساس و اختلال اوضاع حاصل و عارض بود هفته‌اى دو نوبت احصار مينمود و جزوى كه بدعا طراز تأليف و تحرير يافته بود مطالعه ميفرمود و بعد از تمجيد و تحسين بسيار و وعده و نويد بىشمار اظهار ميداشت كه چون اين خدمت بپايان رود بخلعتى فاخر و صله و انعامى وافر مباهى و مفتخر خواهى شد و چنان كه اين خدمت ابد الدهراز بنان و بيان تو باقى و پاينده است