شكستگى اوضاعش ميگردد . و كذلك عمال و ساير اصناف خلق كه در لباس و اثاث « 1 » نگاه به يكديگر ميكنند . از طرف دولت لازم است كه تكليف هركس را فراخور اوضاعش مشخص نمايد تا هركس باندازهء گليم خود پا دراز نمايد .
و اما آنچه اسباب آبادى ولايت است . - چون صنف شعر باف و نساج كاشان صنف عمدهء منظم و استادان كامل ماهرند و چندين صنف ديگر از پرتو [ 358 پ ] اين صنف داير بوده و چندى است بواسطهء كسادى بازار به كلى از كار بركنارند و قريب يك ربع مردم اين شهراجزاى اين صنعتند كه همه شكسته و متفرق و پريشان شدهاند از طرف دولت به دو وجه اداره و آبادى آن متصور است .
يكى آنكه شخص معتبرى را بر گمارد و مايه بدست او دهد و پانصد كارخانهء اين شهررا بگشايد و استادان و عملجات اين صنعت را موافق هنر و كارشان اجرت بدهد و اقمشهء نفيسه كه از دستگاه بيرون آيد به اطراف تجارت كند و منافع آن را ببرد . و اشخاصى كه خودشان مايه دارند و كارخانهء عليحده دارند و براى خود كار ميكنند همين تحميل ديوانى كه الان متحملند باز هم خواهند داد و چند صنف ديگر هم كه بسته و اجزاى اين صنف بوده و الان شكسته و بىكارند داير شده متحمل همان تحميل كه سابقا ميدادند خواهند شد .
و يكى ديگر آنكه سالى ده هزار تومان ثمرهء گمرك كاشان را ابواب جمع دو نفر معتبرين ولايت نموده ملبوس [ 359 ر ] سرباز تمام كنند از بافتههاى ريسمانى مانند ماهوت و قدك الوان و به اين واسطه هرچند فرقه مردم كه بيكار و فقير شدهاند به نان و كار ميرسند . مثل آنكه
هامش
( 1 ) - اصل : اساس