تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
نرفته و از آن قند هركس به مرض و با يا بمرضى ديگر مبتلا شده و قدرى خورده شفا يافته است و هنوز بقيهء آن قند در اين خانواده هست . و چند روز قبل از فوت او ملا محمد على و ملا فضل الله و آقا سيد محمد باقر بلند شهره كه در طريقت فقر و عشق به او رسيده و رخت بكوه مقصود كشيده ارادت او را سرمايهء نجات دانسته بودند روزى در نائين درك فيض صحبت وى نمودند و هفته‌اى بسر بردند . چاشتگاهى باتفاق وى بباغ رفتند . بيلى در دست گرفته كردى را شيار و مرزبندى كرده آمد در سايهء درخت با حضرات نشست و تبسم‌كنان گفت :
به تنگدستى آن ترك لشكرى نازم * كه حمله بر من مسكين يك قبا آورد
و مضامين فرقت‌انگيز گفت كه دلالت [ 340 ر ] بوداع اين جهان همى نمود . روز سيم درگذشت . و از جملهء مسافرين الى الحق يكى ديگر جناب حاجى ملا حسن نطنزى ساكن كاشان است كه با وفور فضل و علم بكمال جهد طريق طلب مىپيمود . در نهايت حال بمرحوم حاجى ميرزا كوچك نايب الصدر شيرازى كه در سلسلهء شاه نعمت اللهى از جملهء اقطاب بود رسيد و صوفيهء كاشان را شيخ طريق شد . و يكى ديگر مرحوم ملا محمد پسر حاجى ملا عبد الباقى مجتهد بود كه در طريقت به نايب الصدر مزبور رسيد و شيخ دليل شد . و يكى ديگر استاد ابو طالب شمعدان‌ساز كه در اين عمل و صنعت استادى ماهرساحر است و از بدايت حال با صوفيه و عرفا همگام