تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
دو ثلث نان بلده و بلوك كاشان سابقا بچرخ ريسى نان ميخورده‌اند و الان همه فقيرند و كذلك صنف حلاج و شود مال و دندانه بند و صباغ و متفرعات آنها همه آباد شده مبلغى منال ديوانى ميدهند . و يكى ديگر آنكه مقرر دارند با همين كلاه ماهوتى كه بالفعل در ايران متداول است از مخمل مشكى بدوزند فقط بغايت بهتر و خوبتر از كلاه ماهوتى است . البته در ايران هرسالى قريب هفتاد هزار تومان مخمل براى آن كار از دستگاه بيرون خواهد آمد و چون شعر باف كاشان از ساير ولايات ايران بيشتر است لابد سى چهل هزار تومان آن از كاشان حاصل خواهد شد ، هم مايهء منفعت و آبادى رعيت است و هم ولايت و هم اسباب منفعت دولت . و اما منافع زراعتى : مكشوف باد كه در كاشان و نواحى آن اگر از طرف [ 359 پ ] دولت تنخواه و تقويتى مقرر شود اين ضعيف حاضر و متعهد است كه از اين سال الى ده سال جميع آبهائى كه از پنج ذرعى الى يكصد و پنجاه ذرعى زير زمين كاشان برأى العين مىبينم پنجاه شصت رشته قنات معظم احداث كرده مزارع و ديهات بزرگ هريك از دويست هزار تومان الى ده هزار تومان ارزش داشته مردم كاشان كه سالى هشت ماه بزياده و نقصان نانشان از خارج بايد داخل شود از غلهء مزروعى خودشان كفايت شوند و كذلك از حبوبات و ميوجات و تره‌بار باغاتى و دشتى يك بر دو مرفه شوند و همچنين سه چهار بند بزرگ ابداع كنم كه هم آب قناتى مستمرى دائمى و هم سيلاب آبهاى بهارى در آن جمع شده عرض سال از خيابانهاى عريض طولانى بباغات و بساتين آمده و از آنها عبور كرده به كشت دشت مصروف شود . خلاصه
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 449 | عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )