تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
ساز رزم نمود و از دو سو صف‌ها آراسته شد شاهوردى سلطان دنبلى مزبور با سلطان حيدر صفوى كه خاله زادهء يكديگر و خواهر زادهء حسن پادشاه بودند با ده تن از سران سپاه بلشكر فاتح همى تاختند و قريب چهار ساعت با شمشير رزم دادند تا صفهاى مخالف را شكسته منهزم ساختند و از عقب بيك بار درياى لشكر به جنبش آمده سه فرسخ تعاقب نمودند و تمام [ 257 ر ] خزاين و اموال آنها را مضبوط آوردند . حسن پادشاه از آن حسن شجاعت و دلاورى كه آن روز از خواهر زادگان خويش مشاهده فرمود خديجه سلطان دختر بزرگ خود را بسلطان حيدر و مرضيه سلطان دختر كوچكترش كه باسم خواهرش علم شاه خاتون موسوم بود بشاهوردى سلطان عقد نكاح بست . شاه اسماعيل صفوى از خديجه سلطان و امير بهروز ملقب بامير سليمان خان از مرضيه سلطان بعرصهء وجود آمدند . پس معلوم شد كه شاه اسماعيل صفوى و امير سليمان خان دنبلى خاله زادهء يك ديگر و نوادگان حسن پادشاه بوده‌اند . مع القصه امير شاهوردى خان معاصر حسن بيك سلطان جنيد بوده ، چهل و هشت سال عمر كرد . در حيات پدرش امير قليج خان در نهصد و ده هجرى با سلطان حيدر صفوى در داغستان جنگى اتفاق افتاد . مير ميران و سردار كل عساكر منصورهء صفويان بود . سپاه خصم را منهزم ساخته تعاقب نمودند . در لب رودخانهء قونوق كه شطى عظيم است تيرى بسلطان حيدر رسيد . به آب [ 257 پ ] قونوق زد كه بگذرد ، غرق گشت . امير شاهوردى خان با چند سوار از جوانان نام‌آور دنبلى به آب تاخت كه او را در ربايد . خود نيز غرق شد و از قفاى شاه برفت . دو سه ميل نشيب‌تر