تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
همواره قرين سلامت و همنشين سعادت باشند همين نامه بدست [ 256 ر ] يكى از يكانلوهاى طايفهء دنبلى افتاده بعد از چندى ابراز نموده ادعاى سيادت كرده چند هزار خانه اسم خود را سيد گذاشته هرسالى مبلغى از مسلمانان بصيغهء خمس دريافت ميكردند . خلاصه امير قليج سالها امور سلطنت حسن پادشاه و جنگ و جدال با سلاطين و سركشان اطراف را كفايت مينمود . معاصر حسن بيك سلطان جنيد بود . چهل و پنج سال عمر كرد . پانزده سال حكمرانى نمود . در هشت صد و نود و دو هجرى وفات كرد . در مقبرهء سلمان سرا مدفون است . بيست و هشتم امير شاهوردى بيك بن امير قليج خان - از قرار تاريخ اخشيدى او را شاه على بيك و شاهوردى خان هم نوشته‌اند و اسم اصلى او امير رستمخان بوده . شاهويردى بيك لقب او است . اميرى بغايت شجاع و هميشه سپه دار و كل اختيار سپاه حسن پادشاه بوده . دفعهء اول كه سلطان محمد فاتح عزم ايران نمود با حسن پادشاه وقت را غنيمت شمرده از تبريز مثل رعد برخاسته « 1 » حلب را چون برق جهنده [ 256 پ ] تاخت و تاراج نمودند و سلطان روم مستحضر شده بايلغار خود را در طرف موصل بناحيت خوى رسانده بزرگان ايل آق قويونلوى را تاراج كرده مراجعت نمود . امير شاهورديخان خود را رسانيده در منزل سكمن آباد « 2 » خوى شبيخون باردوى روميان زده پراكنده و متفرق گشتند . تمام خزاين و آلات حرب و احمال و اثقال آنها غنيمت شاهوردى سلطان گرديد و آن موضع هنوز موسوم است به شاهوردى سلطان چاپان ، و در دفعهء ثانى كه سلطان محمد فاتح عثمانى با عزمى جزم با حسن پادشاه
هامش
( 1 ) - اصل : خواسته ( 2 ) - اصل : مسكن آباد
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 346 | عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )