نصف لشكرش در آن شب به بطلاق « 1 » و گل و لاى طپيده ضايع و هلاك شدند و خود امير تيمور با جمعى كه بسلامت رفتند قلعهء وان [ را ] كه از بناهاى ضحاك است غافل متصرف گشت . فرمان داد تا به خاك پست نمايند [ 254 پ ] . هرچه كوشيدند سنگى از آن به زير بيفكنند [ ميسر نشد ] .
مع القصه امراى اكراد دنبلى به شمسكانلو و پرديان مشهور گشتند و آنچه اولاد امير عز الدين مزبور بودند به امير انلو معروفند به جهت فخريه و زيادتى قبايل و نجابت خانواده كه از قديم در قلعهء دنبل كه از مستحدثات كيكاوس كبير و چهار هزار و سيصد سال قبل از دولت اسلام پشت به پشت داشتهاند هميشه ممدوح شعرا و مطلوب روزگار بودهاند و از قرارى كه در جهان نماى تركى و فتوحات مكيه « 2 » محى - الدين اعرابى و مفاتيح ملا حسين ميبدى و تاريخ شاه اسمعيل صفوى و تاريخ شاه طهماسب و شرف نامه و تاريخ الفى تركى و ظفر نامهء تيمورى و تاريخ اخشيدى اين خانوادهء دنبلى اخشيدى مشهور و معروف و محسود آفاقند و اين همه طوايف و ملوك و خلفا كه به پادشاهى دنيا آمدهاند منقرض « 3 » شده و دشمنان بجاى آنها حكمرانى نموده ، ولى در اين طايفه هنوز اضمحلال و فنا راه نيافته و الى حال برياست خود ثابتاند .
از كتب تواريخ و مآثر و مفاخر آنها كه پنجهزار [ 255 ر ] و پانصد سال بزبانهاى مختلفه و بيانهاى متفاوته شعرا و ادبا و دبيران و خطيبان در وصف آنها منتشر است به همين يك فرد اكتفا مىشود :
در گلشن وجود بهرجا كه بلبلى است * مدحت سراى خوان كريمان دنبلى است
هامش
( 1 ) - ( - باتلاق )
( 2 ) - اصل : مكى
( 3 ) - اصل : منغرض