رسانيد و چون روح بر تن رسيد شاه تمامى حرم و شاه زادهها و خزاين را بايشان سپرده صلاح دانست كه عقب لشكر و دشمن را مسدود دارد .
چون اول عقرب لشكر سر ما زورآور شد تمامى لشكر رومى را قتل نمود . اين واقعه در سنهء نهصد و شصت اتفاق افتاد و بعد از شاه طهماسب با [ 258 پ ] لشكرى بزرگ آمد و شاه اسمعيل را از قلعهء قهقهه به زير آورده تمام اسباب و اساس سلطنت را از خود بشاه پيشكش نمود از جواهرو طلا آلات و نقره و اسب و قاطر و شتر و سراپرده و كرنا خانه و غيره ، و ايشان را بسلطنت نشانيده بعد از آن برحمت خداى پيوست .
يكصد و چهل و يكسال عمر كرد . هشتاد و دو سال حكمرانى و جهاد فى سبيل اللّه و ارشاد نمود و در نهصد و نود و پنج هجرى درگذشت و در بلوك سلمان سراى كه مخصوصا مقبرهء عظيمى براى خود احداث و ابداع كرده مدفون و الان گنبد و بارگاه و موقوفات آن موجود است ، مشهور ببارگاه سلمان خليفهء دنبلى ، چه سلما و سلمان و سليمان لغت فرس است و در يك مقام استعمال مىشود . امير بهروز بن امير شاهوردى خان ملقب به امير قليج خليفه را امير سليمان خان و امير سلمان خان و امير سلمان خليفه نيز ميگفتهاند و در تواريخ نيز باقسام مزبوره ضبط نمودهاند [ 259 ر ] و مقام ارشاد و لقب خليفهگى را سلطان حيدر صفوى بشاهوردى بيك خاله زادهء خود داده ملقب بشاه على نمود . امير قليج خانى لقب سردارى او بوده و شاه على لقب خليفهگى و ارشاد وى مىباشد .
نظر به آنكه سلاطين صفويه انار اللّه براهينهم ابا عنجدهم طبقهء صوفيه و بزرگان طريقت و همواره بارشاد مردم مشغول بوده و در سلطنت حقيقت به صورت پرداخته و ولات و حكامى كه از جانب خود بولايات نصب فرمودهاند
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 349
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص٣٤٩