و اما پيشهء زن كه مقدم بر ساير كمالات اوست بريدن و دوختن است كه لابد بايد در اين كار ماهرباشد و علاوه بر آن كمالات يدى از قبيل سكمه و سياهك و شبكه و خامك و قلاب و غيره كه با سوزن دوخته مىشود و كذلك بافتنيها چه از ابريشم و چه از گلابتون كه همه از ملزومات لباس پوشاكى است [ 204 ر ] و سوادى كه قرآن بخواند يا به حدى كه نوشتجات شوهرخود را بخواند . ديگر علاوه بر اين هرچه زيادتر باشد مزيد حسن او خواهد بود ، چنان كه در اين ايام بعضى زنان يافت مىشوند كه در شعر و شاعرى و حساب و كتاب ماهرند . اين بود شرح حال زنان .
باب هفتم از فصل چهارم صاحب و داراى كدام چيز را - يعنى صاحب رمه و صاحب گوسفند و يا زارع و يا صاحب پول كدام يك را - دولتمند مينامند ؟
جواب آنكه در اين حدود ايلخى و رمه و ماديان و قاطر و گاو يافت نميشود . گوسفند دارى هم كه مالش منحصر بگوسفند باشد نيست .
ولى عموما گوسفند و شتر و قاطر را جزو دولت نميشمارند و چهار پايان را مال بادى ميگويند ، زيرا كه بيك آفت هوائى ديدهايم كه شخصى [ كه صاحب ] دو هزار گوسفند و يك صد قاطر و شتر بوده باندك زمانى همه تمام شده است . ولى پول نقد و جواهرات و ساير اجناس و آب و اراضى بآفت هوائى ناچيز نمىشوند . پس مالكين چهار [ 204 پ ] پايان را دولتمند نميگويند .