تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
صاحب قران و پناباد و از مس پول سياه مضروب و به همين اسم موسوم است . ديگر آنكه چند سالى طلا عزيز شد و اشرفى هيجده نخودى ده صاحب قران رسيد بچهارده و پانزده صاحب قران ، تجارى كه بخارج معامله داشتند قبل از آنكه اين معنى قرع السمع مردم شود هرچه توانستند اول مساوى و بعد پنج شاهى ده شاهى و يكهزار الى دو هزار از قيمت معهود گران‌تر خريدند . وقتى براى همه كس اطلاع حاصل شد كه در كاشان يك اشرفى نمانده بود . بالفعل هم بجز صاحب قران و پناباد و پول سياه در دست احدى نميگردد . و از پولهاى خارجه در اين شهرانپريال « 1 » متداول است و ساير پولها را از خارج مىآورند و جز صرافان خريد و فروش نمىكنند .

باب نهم از فصل چهارم در آن مملكت از خانوادهء كهن از علما و ( 206 پ ) حكما و عرفا و فيلسوفان و صاحبان تنخواه كلى و مردمان نامى كيان بوده و حال كيستند و راه معاش از كجا دارند ؟

انساب و اعيان خانواده - هاى كهن كاشان

جواب آنكه در اين ولايت يكى بجهة تقاضاى آب‌وهوا و يكى بملاحظهء قرب بدار السطنهء اصفهان و دار الخلافهء طهران و تربيت و تشويق اولياى دربار معدلتمدار خانوادهء قديم و ارباب كمال از طبقات علما و طوايف عمال خجسته اعمال زياد است كه هرگاه مشروحا برنگار شود كتابى بزرگ ميگردد .
هامش
( 1 ) -lmperial